اضطراب در معامله گری


تمرین: هر معامله‌گری می‌تواند از طریق نوشتن ژورنال و ثبت اتفاقات و احساساتی که در پی آن اتفاق جاری شده و البته عکس‌العمل‌های خود بدان احساسات و نتایج آن‌ها، اقدام به شناخت نقاط ضعف و قوت احساسی خود نموده و برای بهبود و کنترل آن‌ها برنامه‌ریزی نماید. از منظر فنی، برای گرفتن کنترل تصمیمات از احساسات لحظه‌ای، طراحی و استفاده از یک چک‌لیست در مراحل ورود، نگهداری و خروج از معاملات می‌تواند بسیار موثر باشد. پس معامله‌گر باید از انکار احساساتش دست کشیده و به‌ سرچشمه و پیام آن احساسات گوش فرا‌ دهد، درحالی که هرگز عنان تصمیمات خود را به‌‌دست آن احساسات نسپرده و بر اساس منطق جاری در پلن معامله‌گری‌اش تصمیم‌گیری نماید. از آنجا که اغلب احساسات هیجانی در پس زیان‌های بزرگ و یا صرفا ترس از زیان بروز می‌کنند‌، داشتن یک سیستم مدیریت ریسک کاربردی می‌تواند به ایجاد آرامش و کنترل بر احساسات هیجانی بسیار کاربردی باشد.

روانشناسی معامله گری، از تعریف تا یادگیری

یکی از موضوعاتی که در معامله‌گری اغلب نادیده گرفته می‌شود، اهمیت درک و شناخت روان‌شناسی معامله‌گری است. حتما شما هم شنیده‌اید که بسیاری از معامله‌گران خبره توصیه می‌کنند: «حین انجام معاملات، احساسی تصمیم‌گیری نکنید.» اگرچه منطقا با این توصیه موافقیم، اما حقیقتا احساسات آدمی بسیار قدرتمند و پیچیده هستند، در نتیجه تسلط بر آن‌ها نیازمند توجه، شناخت، پذیرش، صرف وقت، تمرین و پشتکار زیاد است.

فاکتورهایی چون داشتن تجربه، دانش، تسلط به تحلیل تکنیکال و فاندامنتال در موفقیت هر معامله‌گر بسیار تاثیرگذار است؛ اما این درک، آگاهی و تسلط بر روان‌شناسی معامله‌گری است که با ایجاد بینشی در ذهن معامله گر به شناسایی حرکات بازار می انجامد. لذا روانشناسی معامله گری در موفقیت یا شکست معامله گر نقشی تعیین‌کننده دارد.

معنی روانشناسی معامله‌ گری دقیقا چیست؟

روانشناسی معامله‌ گری (trading-psychology) به وضعیت ذهنی و احساسی معامله‌گر اشاره دارد که در موفقیت و یا شکست وی تعیین‌کننده است. به بیان دیگر در فرآیند تصمیم‌گیری یک معامله‌گر، تمامی مؤلفه‌های‌ احساسی که نقشی تعیین‌کننده در موفقیت یا شکست معامله‌گر دارند، در حوزه روان‌شناسی معامله‌گری بررسی می‌شوند.

یادگیری روانشناسی معامله‌ گری

به‌خوبی می‌دانیم که بازارهای مالی به احساسات معامله‌گر هیچ اهمیتی نمی‌دهند؛ اما حذف یا نادیده گرفتن احساساتی که یک معامله‌گر تجربه می‌کند، نیز غیرممکن است. ازاین‌رو معامله‌گر می‌تواند با شناخت تمامی احساسات منفی و مثبت خود، درک معانی آن‌ها و ثبت در ژورنال، تسلط بر احساساتش را یاد بگیرد، مادامی که بازار دچار نوسانات شدید می‌شود، احساساتش را مدیریت کرده و ‌منطقی تصمیم‌گیری کند.

در این صورت معامله‌گری که با ویژگی‌های روانشناختی خود آشناست؛ با درک و شناخت نحوه صحیح پاسخ‌دهی ذهنش به محرک‌ها، احساساتی که به او دست می‌دهد و واکنش‌هایی که در عمل از وی بروز پیدا می‌کند، می‌تواند ساختار یک وضعیت ذهنی کنترل‌شده را برای خود بسازد. این وضعیت ذهنی کنترل‌شده یکی از مهم‌ترین مهارت‌های لازم برای بدل شدن به یک معامله‌گر موفق است.

یادگیری روانشناسی معامله‌ گری

حوزه‌های مختلف روانشناسی معامله‌ گری برای شناخت احساسات و عواطف

معامله‌گر برای مطالعه وضعیت روانشناختی خود در راستای ایجاد شناخت و همچنین بهبود یا تغییر نقاط قوت و ضعف احساسی خویش، باید فرآیندهای ذهنی و واکنش‌های احساسی خود را در چندین حوزه بررسی کند. این حوزه‌های روانشناختی عبارتند از:

1. ویژگی‌های احساسی

ذات احساسات، در تمام انسان‌ها یکسان است و الگوهای رفتاری بشری تا حد زیادی از یک جنس هستند. ماهیت این احساسات، حال چه خوب باشند چه بد، نجوایی درونی هستند که وضعیت روحی شما را بیان می‌کنند. با این حال شدت بروز این احساسات و غلبه آن‌ها بر منطق، در هر شخص متفاوت و منحصربه فرد است. در این حوزه از روانشناسی معامله‌گری، آنچه حائز اهمیت است سطح تأثیرپذیری و میزان کنترل شخص بر آن احساسات است.

تمرین: هر معامله‌گری می‌تواند از طریق نوشتن ژورنال و ثبت اتفاقات و احساساتی که در پی آن اتفاق جاری شده و البته عکس‌العمل‌های خود بدان احساسات و نتایج آن‌ها، اقدام به شناخت نقاط ضعف و قوت احساسی خود نموده و برای بهبود و کنترل آن‌ها برنامه‌ریزی نماید. از منظر فنی، برای گرفتن کنترل تصمیمات از احساسات لحظه‌ای، طراحی و استفاده از یک چک‌لیست در مراحل ورود، نگهداری و خروج از معاملات می‌تواند بسیار موثر باشد.

پس معامله‌گر باید از انکار احساساتش دست کشیده و به‌ سرچشمه و پیام آن احساسات گوش فرا‌ دهد، درحالی که هرگز عنان تصمیمات خود را به‌‌دست آن احساسات نسپرده و بر اساس منطق جاری در پلن معامله‌گری‌اش تصمیم‌گیری نماید.

از آنجا که اغلب احساسات هیجانی در پس زیان‌های بزرگ و یا صرفا ترس از زیان بروز می‌کنند‌، داشتن یک سیستم مدیریت ریسک کاربردی می‌تواند به ایجاد آرامش و کنترل بر احساسات هیجانی بسیار کاربردی باشد.

2. طرح‌های ذهنی

باورها و ذهنیت‌های عمیق هر شخص، در گذر از روابط، اتفاقات و طوفان‌های احساسی، در طول زندگی وی شکل گرفته است. در واقع این باورها و طرح‌های ذهنی، برآیند و نتیجه‌گیری‌های فرد در پس اتفاقات و بروز شدیدترین احساساتی است که شخص آن‌ها را تجربه کرده و حال غریزه او به‌صورت خودکار این نتیجه‌گیری را به باقی اتفاقاتی که در آینده رخ می‌دهند تعمیم می‌دهد تا از قرارگرفتن دوباره در آن وضعیت جلوگیری کند. این‌چنین طرح‌های ذهنی، کنترل فرآیند تصمیم‌گیری را از منطق سلب می‌کنند.

تمرین: به افکار و گفتگوهای ذهنی خود توجه کنید. هرگاه عبارتی را به‌همراه صفت "همیشه"، "همواره" یا "هرگز" به کار می‌برید، از یک طرح ذهنی سخن می‌گویید، چرا که اتفاقات و رویدادهای زندگی یک شکل نیستند وچنین نتیجه‌گیری‌های کلی، برآمده از طرح‌های ذهنی شخص هستند.

عباراتی مانند "همیشه همه مرا ترک می‌کنند" یا "من همواره در اشتباهم" و یا "هرگز به کسی اعتماد نکن"، طرح‌های ذهنی هستند که موجب بروز احساسات پر از ترس و تردید و در ادامه منجر به ایجاد اضطراب عملکردی در فرآیند معامله‌گری می‌شوند. تمرین ساده است. کافی‌ست از طرح ذهنی خود آگاه شوید، در آن تفکر کنید و سرچشمه آن را با موقعیت‌های پیشامده‌ی جدید مقایسه کنید. گاهی آگاهی از یک ذهنیت اشتباه، می‌تواند تمام راه‌حل باشد. درک این موضوع که من کنترلی بر اتفاقات و پیش‌آمدهای نهفته در دل آینده ندارم و تلاش برای لمس آن حس درونی که "هرچه پیش آید من متعهدانه و دلیرانه با آن روبه‌رو می‌شوم"، نه‌تنها تاثیر طرح‌های ذهنی را کم‌رنگ می‌کند، بلکه موجب بینشی عمیق‌تر در زندگی شخصی و فرآیند معامله‌گری شده و متعاقبا منجر به ایجاد اعتمادبه‌نفس در فرد می‌گردد.

3. پاسخ به محرک‌ها

ذهن هرکس به شکلی منحصربه‌فرد به اتفاقات و محرک‌ها پاسخ می‌دهد و این پاسخگویی به‌صورت خودکار توسط ناخوداگاه فرد انجام می‌گیرد. هرچند الگوها و عادات رفتاری، که به‌دست ناخودآگاه کنترل می‌شوند، در روند زندگی شکل گرفته‌اند و از ابتدا در ذات شخص وجود نداشته‌اند، اما آنچه از طریق تکرار زیاد به دست ناخودآگاه سپرده شده است، به‌سختی قابل‌تغییر بوده و قدرت بیشتری نسبت به خودآگاه و منطق دارد. پاسخ‌گویی و واکنش به هر محرکی باید با بررسی و فیلتر منطق صورت گیرد و اغلب واکنش‌های ناخودآگاه در این امر موجب خلل و تصمیم‌گیری‌های غیرمنطقی می‌شوند.

تمرین: همه ما می‌دانیم که صفاتی مانند انضباط، تمرکز، کنترل بر رفتار و یا صرف زمان برای کتاب خواندن و توسعه علم و تجربه، صفاتی فوق‌العاده در مسیر توسعه فردی است. پس می‌دانیم برای تبدیل شدن به یک شخص موفق کافی‌ست صفات وعادات رفتاری دریک شخصیت موفق را داشته باشیم و این مستلزم تعهدی بی‌پایان است.

برای بهبود وتوسعه عادات رفتاری خود و پرهیز از شرایطی که باعث تحریک رفتارهای ناخودآگاه می‌شوند، نیاز است که یک روتین از رفتارهای تکرار شونده خود تهیه کنید. سپس عادات رفتاری خوب و بد خود را از هم تفکیک کرده و در ادامه با تاکید بر عادات رفتاری مفید مثل مدیتیشن و آماده‌سازی در ابتدای روزمعاملاتی و نوشتن ژورنال در انتهای آن و البته حذف عادات رفتاری مضر و یا جایگزین کردن آن‌ها با عادات مفیدتر، می‌توانیم رفتار ناخودآگاه و پاسخ‌های رفتاری خود به محرک‌ها را تحت‌کنترل خود در‌آورید.

4. سوگیری

در روند تصمیم‌گیری، تحلیل یا قضاوت یک موقعیت، نیاز است که با ذهنی بی‌طرف و دیدگاهی منطقی به موقعیت بنگریم. درصورت وجود ذهنیت قبلی به موضوع و سوگیری در نظرات ذهن، گرفتن یک تصمیم درست و قضاوتی بی‌طرف و متکی به منطق کاری سخت می‎‌باشد. چرا که ذهن سوگیری‌ها را به‌عنوان یک واقعیت و جزئی از منطق شخص ارزیابی می‌کند و تصمیم‌‎گیری را منطقی جلوه می‌دهد.

تمرین: برای گرفتن تصمیماتی مبتنی بر منطق عملی جاری در پلن معامله‌گری ، نیاز است که نسبت به آنچه درصدد تحلیل و معامله آن هستیم بی‌طرفانه و بدون سوگیری‌های ذهنی قضاوت کنیم. هرچند طبیعی است که فعالیت‌های روزانه یک معامله‌گر شامل تماشای رسانه‌های خبری-تحلیلی و همچنین گفتگو یا مشورت با همکاران می‌شود، اما باید در نظر داشت که در نهایت آنچه در برد و باخت شما تعیین‌کننده است اقدامات و تصمیم‌گیری‌های تکرار شونده‌ای است که از منطق شما برمی‌آید. پس باید مواظب بود که به داده‌های واردشده به ذهن، وزن گزافی داده نشود که بتواند روند تصمیم‌گیر‌های منطقی ما راتحت‌تاثیر قراردهد.

در نتیجه ضروری است که تا حد امکان از دریافت تحلیل‌ها و دیدگاه‌های غیرضروری دوری جوییده و در هنگام معامله‌گری کاملا متکی به منطق برآمده از پلن معامله‌گری خود باشید. در نهایت با پرداختن به این موضوع در ژورنال معامله‌گری و ثبت نتیجه تاثیرگرفته از سوگیری‌های ذهنی، نسبت به وجود آن‌ها و تبعات حضورشان در تصمیم‌گیری‌های خود آگاه گردید.

سوگیری

توجه به تمامی احساسات

در علم روانشناسی معامله‌ گری بسیاری از احساسات و عواطفی که معامله‌گران تجربه می‌کنند، مفید شناخته می‌شوند. بنابراین تمامی مطالبی که به حذف، انکار یا سرکوب احساسات و ذهن مربوط می‌شود را رد می‌کند. زیرا با نادیده گرفتن احساساتی چون عصبی بودن، ترس، طمع و. ضمن تحت‌الشعاع قرار گرفتن قدرت تصمیم‌گیری، به موفقیت معامله‌گر نیز لطمه وارد خواهد شد. بنابراین با شناخت و توجه به تمامی احساسات دخیل در معامله گری، قبل از اینکه احساسات افسار معامله‌گری را در دست گیرند، توسط معامله‌گر شناسایی، درک و مهار می شوند.

سخن آخر

شناخت روانشناسی معامله‌ گری در جهت پرداختن به آن و قرارگرفتن در مسیر توسعه فردی، امری بسیار ضروری است. با این حال برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر حرفه‌ای که از نظر روان‌شناختی بر خود مسلط بوده و کنترل پردازش ذهنی خود را به دست گرفته است، تنها داشتن شناخت نسبت به این موضوع کافی نیست و شخص باید به‌صورت عملی و کاربردی به این مسئله بپردازد. در این مسیر هرمعامله‌گری باید در هر حوزه از روان‌شناسی معامله‌گری ، نسبت به ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود ، آگاهی و شناخت پیدا کند و شرایطی آرامش‌بخش و البته تکرارشونده را در روند معامله‌گری خود به وجود آورد، حال چه از منظر فنی مثل سیستم مدیریت ریسک کاربردی، چک‌لیست‌ها، قوانین و. باشد و یا از منظر روحی و جسمی مثل استراحت کافی، مدیتیشن، آماده‌سازی یا درکل تمرکز در روتین رفتاری صحیح باشد.

در نهایت با شناخت نقاط ضعف و قدرت خود از نظر روان‌شناختی و همچنین پرداختن و تمرکز در آن‌ها برای پوشش دادن یا بهبود بخشیدن به آن‌ها، می‌توانیم به شخصیتی که برای دستیابی به موفقیت باید داشته باشیم، تبدیل شویم.

ذهنیت معامله گری (Trading mindset)

“پشت میز، شما بدترین دشمن خودتان هستید.” -اStu Ungar ، یکی ازبزرگترین بازیکنان پوکر جهان.

این جمله در بازار فارکس و ترید کردن هم صدق می‌کند. ذهنیت یک معامله‌گر در نهایت برد یا باخت او را مشخص می‌کند.

اگر به ۱۰۰ نفر یک استراتژی یکسان بدهیم تنها ۲ نفر از آنها سود می‌کنند و ۹۸ نفر دیگر حساب‌های خود را از بین می‌برند. این حقیقت محض معامله‌گری است و همچنین دلیل اینکه هیچ اضطراب در معامله گری جام مقدسی وجود ندارد.

شما خودتان جام مقدس هستید، همچنین شما کسی هستید که می‌تواند از تبدیل شدن به جام مقدس با ذهنیت معامله‌گری اشتباه باز دارد.

در واقع یک کتاب عالی در این زمینه وجود دارد که توسط روانشناس دکتر آلن شونمایکر نوشته شده است، به نام “بدترین دشمن پوکر شما”. من می‌توانم آن را به معامله‌گران نیز توصیه کنم. با اضطراب در معامله گری اضطراب در معامله گری خواندن آن، برای اولین بار آموختم که چگونه ذهن ما هنگام فشار بر تصمیمات ما اثر منفی می‌گذارد، بسیاری از ما به محض باز شدن معامله تحت فشار هستیم. بسیاری از ما حتی قبل از اینکه معامله‌ای را انجام دهیم تحت فشار هستیم زیرا می‌خواهیم هزار دلار را درست در اینجا، در حال حاضر، بدست آوریم. بدیهی است که دقیقاً این ذهنیت شما را از گرفتن حتی یک سنت در معاملات باز می دارد.

دو دلیل اصلی ذهنیت معامله گری اشتباه

  1. انتظارات غیرواقعی
  2. عدم توازن بین کار و زندگی

این دو مادر همه مسائل روانی هستند که در معاملات خود دارید. بی‌حوصلگی، عصبانیت، ناامیدی، ترس، اضطراب و حرص. همه آنها از انتظارات غیر واقعی نشأت می‌گیرند و از همان ابتدا دارای ذهنیت بدی هستند. بدیهی است که انتظارات غیر واقعی ناشی از بازاریابی دروغین و ادعاهای افرادی است که می‌گویند ۱۰۰۰ دلار را به یک میلیون دلار تبدیل کرده‌اند و شما نیز می‌توانید این کار را انجام دهید. نه، شما نمی‌توانید.

حتی اگر ادعاهای آنها درست باشد، انجام این کار بسیار دور از ذهن است. اول، شما باید از هر راهی به سودآوری برسید. سپس می‌توانید در مورد چگونگی کسب درآمد از این سودآوری فکر کنید. اما شما نمی‌توانید معامله را با هدف ایجاد ثروت از هیچ شروع کنید.

هدف شما در ابتدا باید ضرر نکردن در این بازار باشد و سپس در صورتی که به سود دهی رسیدید، کسب ۱۰% سود در ماه برابر با استاندارد جهانی می‌باشد.

ذهنیت معامله گری

احساسات مخرب در ذهنیت معامله گری

عجول بودن:

عجول بودن زمانی پیش می‌آید که شما می‌خواهید سود زیادی را در مدت زمان کمی بدست آورید. اگر شما مجبور شوید که ۲۰% یا بیشتر در ماه برای پوشش دادن هزینه‌هایتان بدست آورید، این کار باعث معامله زدن بیش از حد (over trade) و بزرگتر کردن حجم معاملات می‌شود که در نهایت منجر به عدم رعایت مدیریت سرمایه و از دست دادن سرمایه می‌گردد.

عصبانیت:

عصبانیت نتیجه انتظارات غیر واقعی و عدم تعادل بین کار و زندگی شخصی است. اگر تمام رضایت شما به این بستگی داشته باشد که در معاملاتتان موفق شوید و شبانه روز برای آن وقت بگذارید،به مرور زمان خسته و عصبانی می‌شوید که منجر به ذهنیت معامله‌گری اشتباه و شکست می‌شود.

نا امیدی:

سرخوردگی حتی زمانی که شما سودآور هستید به شما دست می‌دهد. زیرا با وجود اینکه از ۹۹ درصد معامله‌گران بهتر هستید، اما هرگز راضی نیستید زیرا نمی‌توانید به اهداف پولی خود که بسیار بالا تعیین شده است برسید. این منجر به سرخوردگی و در نهایت از دست دادن تمرکز ذهنی شما می‌شود.

ترس و اضطراب:

ترس و اضطراب و می‌تواند بهترین عملکرد شما را تحت تاثیر قرار دهد. اگر شما به عنوان یک معامله‌گر به این موضوع واقف باشید که این کار یک بازی احتمالات است پس باید برای هر نتیجه‌ای آماده باشید. ضرر در معامله‌گری اجتناب ناپذیر است. دلیل ترس و اضطراب این است که شما فکر می‌کنید به نتیجه رسیده‌اید، اما در معامله بعدی ضرر می‌کنید و بار دیگر رویای شما را نابود می‌کند.

اما اگر از قبل به این موضوع آگاه باشید که باید در بلند مدت نتیجه بدست آمده را بررسی کرد و قرار نیست که همه ی معاملات با سود بسته شوند، می‌توان از این ذهنیت معامله‌گری اشتباه اجتناب کرد.

حرص و طمع از داشتن انتظارات غیر واقعی از بازار ایجاد می‌شود. طمع زیاد باعث می‌شود شما پوزیشن‌های زیادی بگیرید و یا سایز معاملاتتان را افزایش دهید که تمام این موارد خلاف قوانین معامله‌گری است.

نکته پایانی

در معاملات چیزهای زیادی وجود دارد که می‌توانیم کنترل کنیم و ما باید روی آن ها تمرکز کنیم. همواره باید انتظارات واقعی از بازار داشته باشیم تا دچار سرخوردگی نشویم.

و به یاد داشته باشید، هر زمان که در موقعیت سختی قرار گرفتید، اجازه ندهید که ذهن شما از شما بهترین استفاده را ببرد زیرا در واقع بدترین دشمن شماست. اما می‌تواند بهترین متحد شما نیز باشد. نحوه کنترل آن و ذهنیت معامله‌گری مثبت را با تمرین بیاموزید.

قطعا برای هر تریدری این اتفاقات رخ داده است. تجربیات خود را با پارسی فارکس در میان بگذارید تا افراد دیگر با خواندن آن با چشمی باز وارد معامله شوند.

آنچه درباره روانشناسی معامله گری باید بدانید

روانشناسی معامله گری در حقیقت به احساسات و وضعیت ذهنی اشاره دارد که به موفقیت یا شکست در معاملات کمک می کند. روانشناسی معامله گری جنبه های مختلفی از شخصیت و رفتارهای یک فرد را نشان می دهد که بر اقدامات تجاری آنها تأثیر می گذارد. این روانشناسی می تواند به اندازه سایر ویژگی ها مانند دانش، تجربه و مهارت در تعیین موفقیت معاملات مهم باشد. نظم و انضباط و ریسک ‌پذیری دو مورد از حیاتی‌ ترین جنبه‌ های روان‌شناسی معاملات هستند زیرا اجرای این جنبه‌ ها توسط یک معامله ‌گر برای موفقیت طرح معاملاتی او حیاتی است. ترس و طمع معمولاً با روانشناسی معاملات مرتبط است، در حالی که چیزهایی مانند امید و پشیمانی نیز در رفتار معاملاتی نقش دارند.

درک روانشناسی معامله گری

مهارت های زیادی برای معامله گری موفق در بازارهای مالی مورد نیاز است. این مهارت ها شامل توانایی ارزیابی اصول یک دارایی (مانند سهام یک شرکت) و تعیین جهت روند دارایی می شوند اما هیچ یک از این مهارت های فنی به اندازه طرز فکر معامله گر مهم نیست. احساسات، تفکر سریع و اعمال نظم و انضباط، اجزایی از چیزی است که ما آن را روانشناسی معامله گری می نامیم.

روانشناسی معامله گری یا روانشناسی تجارت می تواند با چند احساس و رفتار خاص مرتبط باشد که اغلب کاتالیزورهای معاملات بازار هستند. توصیفات مرسوم رفتارهای هیجانی در بازارها، بیشتر معاملات هیجانی را به حرص یا ترس نسبت می دهند.

حرص و طمع را می توان به عنوان میل بیش از حد به ثروت در نظر گرفت، آنقدر زیاد که گاهی عقلانیت و قضاوت را تحت الشعاع قرار می دهد. بنابراین، این توصیف سرمایه گذاری الهام گرفته شده از حرص یا تجارت غیرمنطقی، فرض می کند که احساسات طمع می تواند معامله گران را به سمت انواع رفتارهای غیرصحیح سوق دهد. این رفتارها و اقدامات ممکن است شامل انجام معاملات با ریسک بالا، اضطراب در معامله گری خرید سهام یک شرکت یا فناوری آزمایش نشده فقط به دلیل افزایش سریع قیمت آن، یا خرید ارز دیجیتال بدون تحقیق در مورد سرمایه گذاری اساسی باشد.

علاوه بر این، طمع ممکن است سرمایه‌ گذاران را ترغیب کند که در معاملات سودآور بیش از حد مطلوب، باقی بمانند و در تلاش برای برداشتن سود اضافی یا گرفتن موقعیت‌ های سوداگرانه بزرگ باشند. طمع در مرحله نهایی بازارهای صعودی، زمانی که حدس و گمان بیداد می کند و سرمایه گذاران احتیاط را کنار می گذارند، آشکارتر است.

در مقابل، ترس باعث می ‌شود معامله‌ گران به دلیل نگرانی از ضررهای زیاد، موقعیت‌های خود را زودتر ببندند یا از ریسک کردن خودداری کنند. ترس در بازارهای نزولی قابل لمس است و این یک احساس قوی است که می تواند باعث شود معامله گران و سرمایه گذاران با عجله برای خروج از بازار غیرمنطقی عمل کنند. ترس اغلب به وحشت تبدیل می شود که به طور کلی باعث فروش قابل توجهی در بازار می شود.

تحلیل تکنیکال

روانشناسی معامله گری اغلب برای تحلیلگران فنی و تکنیکالی مهم است که بر روی تکنیک های نمودارسازی تکیه می کنند تا تصمیمات تجاری خود را هدایت کنند. نمودارهای امنیتی می تواند طیف گسترده ای از بینش ها را در مورد یک حرکت امن ارائه دهد. در حالی که تکنیک‌ های تجزیه و تحلیل فنی و ترسیم نمودار که می ‌توانند در تشخیص روند فرصت‌ های خرید و فروش مفید باشند، نیاز به درک و شهود برای حرکت‌ های بازار دارد که از روان ‌شناسی معامله گری سرمایه‌ گذاران ناشی می‌ شود.

موارد متعددی در نمودارهای فنی و تحلیل های تکنیکال وجود دارد که در آن یک معامله گر باید نه تنها به دانش تحلیل نموداری تسلط داشته باشد، بلکه به دانش خود در مورد امنیتی که دنبال می کند و شهود خود برای تأثیر عوامل گسترده تر بر بازار نیز تکیه کند. معامله گرانی که توجه زیادی به تأثیرات جامع قیمت، نظم و انضباط و اطمینان دارند، روانشناسی معاملاتی متعادل تری را نشان می دهند که معمولاً به موفقیت آن ها کمک می کند.

مالی رفتاری

بخشی از روانشناسی معامله گری این است که بفهمیم چرا افراد در بازار یا سایر مسائل پولی تصمیمات غیرمنطقی می گیرند. مالی رفتاری زیرشاخه ای از اقتصاد رفتاری است که تأثیرات روانی و سوگیری هایی را ارائه می دهد که بر رفتارهای مالی سرمایه گذاران و متخصصان مالی تأثیر می گذارد. علاوه بر این، تأثیرات و سوگیری‌ ها می ‌تواند منشأ تبیین انواع ناهنجاری‌ های بازار، به ‌ویژه ناهنجاری‌ های موجود در بازار سهام، ارزهای دیجیتال و … مانند افزایش یا کاهش شدید قیمت دارایی باشد.

مالی رفتاری معمولاً شامل مفاهیم زیر است:

حسابداری ذهنی: حسابداری ذهنی به تمایل افراد به تخصیص پول برای اهداف خاص اشاره دارد.

رفتار گله: رفتار گله بیان می کند که افراد تمایل دارند رفتارهای مالی اکثریت گروه (گله، توده) را تقلید کنند. گله داری در بازار به دلیل پشت سرگذاشتن ها و فروش های چشمگیر بدنام است.

شکاف عاطفی: شکاف عاطفی به تصمیم گیری براساس احساسات شدید یا فشارهای عاطفی مانند اضطراب، خشم، ترس یا هیجان اشاره دارد. احساسات اغلب یک دلیل کلیدی برای انتخاب های غیر منطقی و منطقی افراد هستند.

لنگر انداختن: لنگر انداختن به ضمیمه کردن یک سطح هزینه به یک مرجع خاص اشاره دارد. شامل هزینه‌ های مداوم براساس سطح بودجه یا منطقی ‌سازی هزینه‌ ها براساس ابزارهای رضایت ‌بخش مختلف.

در لنگر انداختن فرد ایده ها و پاسخ های اولیه خود را بر یک نقطه از اطلاعاتش استوار می کند و تغییراتی را براساس آن نقطه شروع ایجاد می کند. در این حالت شخص از یک عدد یا مقدار هدف خاص به عنوان نقطه شروع استفاده می کند که به عنوان لنگر شناخته می شود و متعاقباً آن اطلاعات را تا رسیدن به یک مقدار قابل قبول در طول زمان تنظیم می کند. البته اغلب، این تنظیمات ناکافی و بسیار نزدیک به لنگر اصلی هستند و زمانی که لنگر بسیار متفاوت از پاسخ واقعی باشد، مشکل ایجاد می ‌کند.

خود اسنادی: خود اسنادی به تمایل به انتخاب براساس اعتماد بیش از حد به دانش یا مهارت خود اشاره دارد. انتساب به خود معمولاً از یک استعداد ذاتی در یک منطقه خاص سرچشمه می گیرد. در این دسته، افراد تمایل دارند دانش خود را بالاتر از دیگران رتبه بندی کنند، حتی زمانی که به طور عینی کوتاهی می کنند.

غلبه بر طمع

یک ضرب المثل قدیمی در وال استریت وجود دارد که می گوید “خوک ها را سلاخی می کنند.” این عادتی است که سرمایه ‌گذاران حریص دارند که به مدت طولانی در یک موقعیت برنده باقی می مانند تا آخرین افزایش قیمت را ببینند اما غافل از اینکه دیر یا زود، روند معکوس می شود و حریصان گرفتار می شوند.

غلبه بر طمع آسان نیست. این احساس غالباً براساس غریزه برای بدست آوردن کمی سود بیشتر است. یک معامله گر باید یاد بگیرد که این غریزه را بشناسد و یک برنامه معاملاتی مبتنی بر تفکر منطقی، (نه هوس یا غرایز)، توسعه دهد.

درک ترس

وقتی معامله‌ گران اخبار بدی درباره یک دارایی خاص یا به طور کلی در مورد اقتصاد دریافت می‌ کنند، طبیعتاً می ‌ترسند. آنها ممکن است بیش از حد واکنش نشان دهند و احساس کنند مجبور هستند دارایی های خود را نقد کنند، پول نقد داشته باشند و از ریسک کردن بیشتر خودداری کنند. اگر این کار را انجام دهند، ممکن است از ضررهای خاصی جلوگیری کنند اما ممکن است برخی از دستاوردها را نیز از دست بدهند.

معامله گران باید بدانند ترس چیست: یک واکنش طبیعی به یک تهدید درک شده. معامله گران باید در نظر داشته باشند که از چه چیزی می ترسند و چرا از آن می ترسند. اما این تفکر باید قبل از خبر بد رخ دهد، نه در وسط آن. ترس و طمع دو احساس درونی هستند که باید کنترل شوند.

با فکر کردن از قبل، معامله گران می دانند که چگونه رویدادها را به طور غریزی درک می کنند و به آنها واکنش نشان می دهند و می توانند از پاسخ احساسی عبور کنند. البته این کار آسانی نیست اما برای سلامت پرتفوی یک سرمایه گذار ضروری است نه صرفا خود سرمایه گذار.

تنظیم قوانین

یک معامله گر باید قوانینی را ایجاد کند و در هنگام بروز بحران روانی از آنها پیروی کند. دستورالعمل هایی را براساس میزان تحمل ریسک/پاداش خود برای زمان ورود به معامله و زمان خروج از آن تنظیم کنید. یک هدف سود تعیین کنید و یک توقف ضرر ایجاد کنید تا احساسات را از فرآیند خارج کنید.

علاوه بر این، ممکن است تصمیم بگیرید که کدام رویدادهای خاص، مانند انتشار سود مثبت یا منفی، باید باعث تصمیم گیری برای خرید یا فروش دارایی شود.

عاقلانه است که محدودیت هایی برای حداکثر مقداری که می خواهید در یک روز برنده شوید یا ببازید تعیین کنید. اگر به حد سود رسیدید، پول را بردارید و خارج شوید. اگر ضررهای شما به یک عدد از پیش تعیین شده رسید، خارج شوید و معامله را ادامه ندهید. در هر صورت، شما زنده خواهید ماند تا یک روز دیگر معامله کنید.

آیا روانشناسی و معامله گری ارتباط تنگاتنگی دارند؟

آیا روانشناسی و معامله گری ارتباط تنگاتنگی دارند ؟

امروز می خواهیم احساسات شما در رابطه با معامله مورد بررسی قرار دهیم تا به شما برای کنترل و شناخت آنها کمک کنیم.

هنگام معامله درگیر چه احساساتی می شویم؟

بطور کلی انسان ها حین تصمیم گیری دچار احساسات زیر می شوند:

ترس یکی از دو احساس رایج در معامله گري است.

ترس خود را به اشکال مختلفی در معامله گري نشان می دهد و می تواند از مهم ترین دلایل اشتباهات معامله گران باشد.

ترس از باختن باعث می شود که معامله گر در شناسایی باخت تاخیر داشته باشد

پس بعد از آن ضرر و باخت بیشتري می دهد و ترس از بازگشت سود باعث می شود که معامله گران معامله را خیلی زود متوقف کنند.

ترس می تواند باعث برد یا باخت شما شود.

همانقدر که ممکن است شما را از ضرر بیشتر نجات دهد می تواند جلوی رشد و سود را هم بگیرد .

پس نباید طبق این احساس تصمیم گیری کنید.

طمع

شاید فکر کنید انسان هایی که طمع بیشتری دارند زودتر به موفقیت می رسند

ولی گاهی اوقات طمع باعث تصمیمات نامتعارفی می شود.

طمع معمولا وقتی بوجود می آید که شما به دنبال کسب بیشتر مال و ثرروت می افتید

و ممکن است در این حین سود خود را باخته یا ضرر بدهید.

در واقع معامله گرانی که تحت تاثیر طمع هستند بیشتر اوقات به اصول مدیریت ریسک و سرمایه توجهی نمی کنند.

گویا آنان ریسک بی هدف می کنند و مثل قماربازان به شانس خود متکی می شوند.

این یعنی معامله گري بدون توجه به قوانین و بر مبناي تصمیماتی ضربه زننده و بی فکر.

امید، طمع و ترس معمولا پشت سر هم می آیند.

معامله گران وقتی مال خود را می بازند برای توجیه طمع خود امیدی واهی دارند.

می گویند سود می کنم، دوباره آن ارز یا سهام رشد می کند و …

آنها که در پوزیشن بازنده هستند در شناسایی ضرر تاخیر می اندازند و به معامله فرصت بیشتري می دهند

زیرا امید دارند جهت حرکت قیمت تغییر کند و از ضرر جلوگیری شود.

مثال دیگر از امید زمانی است که معامله گر براي جبران ضرر در معامله قبلی

در معامله جدید وارد حجم بزرگی در پوزیشن می شود که با قوانینش انطباق و سنخیت ندارد.

امید

امید، طمع و ترس معمولا پشت سر هم می آیند.

معامله گران وقتی مال خود را می بازند برای توجیه طمع خود اضطراب در معامله گری امیدی واهی دارند.

می گویند سود می کنم ، دوباره آن ارز یا سهام رشد می کند و …

آنها که در پوزیشن بازنده هستند در شناسایی ضرر تاخیر می اندازند و به معامله فرصت بیشتري می دهند

زیرا امید دارند جهت حرکت قیمت تغییر کند و از ضرر جلوگیری شود.

مثال دیگر از امید زمانی است که معامله گر براي جبران ضرر در معامله قبلی در معامله جدید وارد حجم بزرگی در پوزیشن می شود که با قوانینش انطباق و سنخیت ندارد.

هیجان/ اضطراب

هر گونه دودلی و اضطراب در این دسته قرار می گیرد.

هیجانات شما شامل خشم، خوشحالی، غم و … می تواند تاثیر به سزای در تصمیم گیری هایتان داشته باشد.

هرگز هنگام خوشحالی از اتفاقاتی که برایتان افتاده معامله نکنید و همین طور هنگام هیجانات منفی از یک معامله عقب نکشید.

اگرهیجانات شما ارتباط مستقیم با تصمیم هایتان داشته باشد از عقل و منطق و قوانین دور می شوید.

در حین معامله اگر به چیزی شک کردید یا دچار انواع اضطراب شدید

حتما آن را جدی بگیرید زیرا اضطراب منبع بیرونی دارد، پس قطعا علتی هست که مضطرب شده اید.

علت را بیابید و بررسی کنید و بعد وارد معامله شوید.

همچنین اگر علت را یافتید می توانید از آن معامله خارج شده و از ضرر جلوگیری کنید

نا امیدي/ سرخوردگی

این احساس زمانی بوجود می آید که معامله گر پول و سرمایه خود را از دست داده است.

تصمیمات اشتباه گرفته و قصد دارد هرطور شده سرمایه را برگرداند .

ممکن است معامله یا ارز مد نظرش را از دست داده باشد و برای جبران کارهای پر ریسکی انجام دهد.

هر چقدر ریسک بیشتر باشد امکان شکست هم بیشتر است.

پس در صورت عدم موفقیت فرد نمی تواند بر احساس اش غلبه کند و وجودش پر از حس نا امیدی می شود.

مدیریت طمع در معاملات فارکس

مدیریت طمع در معاملات فارکس

در انسان‌ها احساسات مختلفی وجود دارد یکی از مهم‌ترین این احساسات طمع می‌باشد این احساس در معامله گری از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد که می‌تواند باعث سود یا زیان معامله‌گر شود و نداشتن اطلاعات لازم در مورد آن می‌‌تواند ضررهای مالی زیادی را برای معامله گر به همراه بیاورد یا حتی جلوی سودآوری‌های جذاب او را بگیرد.

طمع در معاملات از مهمترین موضوعاتی می‌باشد که برای هر معامله گری ممکن است رخ دهد اما به همان اندازه که می‌تواند سودمند باشد از آن طرف نیز می‌تواند باعث ضررهای سنگین نیز شود.

در این مقاله قصد داریم تا طمع در معاملات را بررسی کنیم و راه‌هایی برای مدیریت آن پیشنهاد کنیم پس به عنوان یک معامله گر تا انتهای مقاله با ما همراه باشید تا اطلاعات لازم در این زمینه را به دست آورید.

پیشنهاد مطالعه: فارکس

طمع چیست

طمع چیست؟

قاعدتاً هر نوع احساسی در هنگام معامله در صورتی که معامله گر نتواند آن را کنترل کند منجر به ضرر در معاملات او می‌شود.

یکی از مهمترین احساساتی که معامله گر در هنگام معامله دچار آن می‌شود طمع می‌باشد که باعث ایجاد تمایل در معامله گر برای شروع و ادامه روند معاملات می‌شود و ممکن است گاهی اوقات معامله گر را ترغیب کند که وارد یک معامله نامناسب با ریسک به ریوارد غیر معمول شود.

باید در نظر داشته باشید که طمع با ترس بسیار متفاوت است و اگر این دو به درستی مدیریت نشوند می‌توانند به راحتی معامله گر را دچار مشکل کند.

طمع در معاملات بازارهای مالی هنگامی رخ می‌دهد که یک معامله‌گر تصمیم می‌گیرد تا میزان حجم سرمایه بیشتری بدون در نظر گرفتن مدیریت سرمایه درست برای یک معامله به خطر بیندازد و این عمل را به این امید انجام می‌دهد که بازار را یک طرفه و به نفع خود می‌بینند.

همچنین طمع می‌تواند زمانی رخ دهد که معامله گر معامله در ضرری را تجربه می‌کند و تصمیم می‌گیرد که بیشتر در آن معامله بماند و حد ضرر خود را دستکاری می‌کند یا گاهی اوقات میزان سرمایه بیشتری در ضرر به آن معامله اختصاص می‌دهد و به این فکر می‌کند که ممکن است بازار از همانجا برگردد و در جهت پیش بینی او پیش رود.

کنترل طمع در معاملات

کنترل طمع در معاملات

روش‌های مختلفی وجود دارد که به معامله گر می‌تواند کمک کند که کنترل این حس طبیعی را در دست بگیرد و آن را کنترل کند و مطمئن شود که طمع در معاملات او و تصمیماتی که قرار است برای معامله بگیرد تاثیری نمی‌گذارد. از روش‌های مهم می‌توان به موارد تصویر زیر اشاره کرد.

مشاهده بیشتر: آموزش پیشرفته فارکس

ساخت پلن معاملاتی

پلن معاملاتی

ساخت پلن معاملاتی

معامله گران در ابتدای کار باید حتماً یک برنامه و پلن معاملاتی داشته باشند تا از هر گونه انگیزه احساسی جلوگیری کنند و قبل از معامله باید بداند که قصد دارند چه کاری را انجام دهند و چه زمانی وارد و چه زمانی از معامله خارج شود.

بسیاری از معامله‌گرانی که دچار طمع می‌شوند در انجام این کار ممکن است شکست بخورند چرا که تمرکز این دسته صرفا برای افزایش سود می‌باشد و بازار را یک طرفه و اضطراب در معامله گری طبق پیش بینی خود می‌بیند و ممکن است مقدار سرمایه‌ای که دارند را در خطر بیاندازد.

از اشتباهاتی که معامله گر ممکن است در صورت نداشتن پلن معاملاتی مرتکب شود می‌توان به طمع بیش از حد، استفاده نکردن از حد ضرر و حد سود، تحمل بیش از حد در پوزیشن ضرر و حجم معاملات بسیار بالا اشاره کرد.

مشاهده بیشتر: دوره فارکس

مدیریت سرمایه

مدیریت سرمایه

مدیریت سرمایه جزئی مهم از استراتژی هر فرد معامله گر می‌باشد و به وسیله آن می‌تواند سرمایه خود را محافظت کند.

مدیریت سرمایه هر فرد می‌تواند متفاوت و بسته به میزان ریسک پذیری آن فرد باشد، برای مثال یک معامله گر قانونی برای خود اتخاذ می‌کند تا در هر معامله که وارد می‌شود یک درصد از سرمایه خود را درگیر کند در حالی که ممکن است فرد دیگری که ریسک پذیری بیشتری دارد تا چند درصد در یک معامله را درگیر کند.

از مهمترین مدیریت ریسک‌هایی که معمولاً بیشتر معامله گران انجام می‌دهند استراتژی ۱ به ۲ می‌باشد یعنی در یک معامله یک درصد از سرمایه خود را ریسک می‌کنن د تا حداقل دو درصد از آن را به دست آورند.

 کوچک ترید کردن

کوچک ترید کردن

معمولاً معامله گرانی که توان از دست دادن حجم زیادی از سرمایه را ندارند در هنگام معامله ممکن است دچار اضطراب شوند این استراتژی ممکن است که منجر شود تا معامله گر تصمیم اشتباهی بگیرد و این تصمیمات به مرور زمان می‌تواند تاثیر منفی بر روی حساب معاملاتی بگذارد در نتیجه کنترل آن از اهمیت بالایی برخوردار است.

طبق نظر جیمز استنلی، استراتژیست ارز: «یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای کاهش تأثیر احساس بر معاملات، کوچک کردن اندازه معامله است.»

پس پیشنهاد می‌شود که معامله گر به اندازه‌ای که توان از دست دادن آن حجم از سرمایه را دارد به همان میزان سرمایه خود را درگیر معامله کند.

پیشنهاد ویژه: استراتژی فارکس

روانشناسی بازار

روانشناسی بازار

روانشناسی و اضطراب در معامله گری سنتیمنت بازار از مهمترین عوامل برای تشخیص قدرت و روند حرکتی آینده بازار محسوب می‌شود و می‌توان جو حاکم در یک بازار را بر اساس قدرت خریداران و فروشندگان در آن بازار تشخیص داد.

ممکن است این گروه بازار گاهی اوقات بسیار شدید شود و گاهی اوقات دارای حجم کمی از معاملات باشد به عنوان مثال ممکن است بر اساس خبرهای اقتصادی بازار بیشتر به دست خریداران یا فروشندگان بیفتد، در نتیجه هرچه معامله گر با روانشناسی بازار آشنایی بیشتری داشته باشد بهتر می‌تواند بر روی استراتژی خود پایبند باشد و بر اساس آن عمل کند و در صورت نداشتن درک درستی از بازار ممکن است که معامله گر دچار هیجانات و به استرس در بازار شود.

این تغییرات در بازار ممکن است اضطراب در معامله گری به تدریج باشد و گاها تغییرات ناگهانی هم دیده می‌شود؛ مثلا به خاطر یک خبر اقتصادی برای رفتار خریدارن و فروشندگان بازارهای مالی تغییرات زیادی روی می‌دهد.

پس مسلما روانشناسی بازار تأثیر زیادی در سود و ضرر سرمایه گذاران بازارهای مالی خواهد گذاشت.

مشاهده بیشتر: سرمایه گذاری در فارکس

استفاده از تجربه دیگران

استفاده از تجربه دیگران

استفاده از تجربه دیگران می‌تواند نقش مهمی اضطراب در معامله گری در معاملات ایجاد کند چرا که به طور میانگین معامله گرانی که تجربه بیشتری در زمینه معاملات دارند فراز و نشیب‌های زیادی در معاملات را تجربه کرده‌اند و می‌توانند نکات معاملاتی مهمی را برای یک معامله گر تازه وارد داشته باشد تا معامله گر دیگر آن اشتباهات را دنبال نکند و وقت خود را بر روی این اشتباهات تلف نکند.

داشتن یک ژورنال معاملاتی منظم

داشتن یک ژورنال معاملاتی منظم

ژورنال یا مجله معاملاتی، یکی از موثرترین ابزارها برای مدیریت عملکرد در معاملات می‌باشد، در ژورنال معاملاتی باید معاملاتی که انجام می‌دهید را برای خروجی بهتر و مراجعات بعدی، ثبت و مرور کنید.

ژورنال معاملاتی می‌تواند در رصد کردن پیشرفت‌های معاملاتی، از جمله نقطه ورودها و خروج‌های اشتباه در معاملات، کمک کند. این گزارشات و ثبت و ضبط‌ها در دراز مدت، به معامله گر به عنوان اساس معاملات بهتر، کمک می‌کند.

در کل داشتن یک ژورنال معاملاتی مثل یک آیینه، عملکرد معاملات شما را ارزیابی و حقایق را به شما نشان می‌دهد.

از فواید یک ژورنال معاملاتی می‌توان به موارد تصویر زیر اشاره کرد.

پیشنهاد مطالعه: آموزش پرایس اکشن

فواید یک ژورنال معاملاتی

جمع بندی نهایی

در این مقاله به صورت کامل به مفهوم طمع در معاملات و راه حل‌های آن اشاره شد.

هر معامله گر باید انتظارات واقع بینانه از معاملاتی که در بازار انجام می‌دهد داشته باشد و خود را درگیر حرص و طمع در معاملات نکند، البته مقداری طمع در مسیر معامله کردن نیز می‌تواند بسیار مفید باشد اما باید منطقی و به اندازه درست باشد.

به هر حال هر معامله گری در بازار نیازمند احساساتی چون ترس و طمع می‌شود و می‌توان آن را یکی از نیازهای هر معامله گر در معامله دانست چون این احساسات اگر وجود نداشته باشند ممکن است که هیچگاه وارد معامله نشوید، ولی این طمع را باید تا اندازه‌ای انجام داد که استراتژی اجازه آن را می‌دهد و باید مواظب بود تا کنترل معاملات از دست ما خارج نشوند.

پیشنهاد مطالعه: بهترین نوع تحلیل در فارکس

سوالات متداول

طمع بیش از حد در معاملات چه ضررهایی می‌تواند برای معامله گر داشته باشد؟

طمع در معاملات می‌تواند باعث شود تا معامله گر اشتباهاتی مانند: ریسک به ریوارد نامناسب، ریسک حجم زیادی از سرمایه، ماندن بیش از حد در معامله ضررده و دستکاری استاپ لاس در معاملات خود انجام دهد.

اشتباهاتی که معامله گر ممکن است در صورت نداشتن پلن معاملاتی دچار شود چه می‌باشد؟

از اشتباهاتی که معامله گر ممکن است در صورت نداشتن پلن معاملاتی مرتکب شود می‌توان به طمع بیش از حد، استفاده نکردن از حد ضرر و حد سود، تحمل بیش از حد در پوزیشن ضرر و حجم معاملات بسیار بالا اشاره کرد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.