معامله بدون حد ضرر


تریلینگ استاپ چیست؟

پوزیشن سایز چیست؟ آموزش محاسبه حجم معامله در بازارهای مالی

آیا می دانید چرا محاسبه حجم معامله در هر ترید بسیار حیاتی است؟ آیا نحوه به کارگیری مدیریت ریسک صحیح را طوری که اگر ضرر کردید فقط قسمت بسیار کوچکی از حسابتان کسر شود را می دانید؟ آیا به این توانایی رسیده اید که در هر مارکتی و هر تایم فریمی که هستید، بدون اینکه کل حسابتان بر باد رود، ترید کنید؟ یا نسبت به اسرار معاملات با ریسک کم و سود زیاد، آگاه هستید؟

اگر پاسخ شما به سوالات بالا منفی است، به مکان بسیار درستی هدایت شده اید؛ این مقاله برای شما است. معامله گران بسیار زیادی وجود دارند که فقط به خاطر ندانستن یا رعایت نکردن نحوه صحیح سایز پوزیشن در تریدهایشان، کال مارجین شده و یا حجم بسیار زیادی از سرمایه شان را از دست داده اند. بلی، درست متوجه شدید اکثر معامله گران نوپای بازارهای مالی، طعم تلخ کال مارجین شدن را چشیده اند یا حداقل حجم بسیار زیادی از سرمایه شان را فقط به خاطر رعایت نکردن این دستورالعمل حیاتی، از دست داده اند.

ما در این مقاله قصد داریم از دو طریق نحوه محاسبه پوزیشن سایز را به شما آموزش دهیم: روش اول دستی و روش دوم از طریق ماشین حساب فارکس وبسایت دنیای ترید.

در حقیقت محاسبه حجم معامله، از نان شب واجب تر است و یکی از نکات ضروری و با اهمیت مدیریت ریسک است. بارها شده که معامله گران در بازارهای مالی از استراتژی های بسیار کارآمدی استفاده کرده اند ولی فقط به خاطر عدم محاسبه حجم معامله یا سایز پوزیشن، آسیب های بسیار جدی و جبران ناپذیری را متحمل شده اند.

در یک مقاله دیگر از سری مقالات بسیار ارزشمند وبسایت دنیای ترید، این دفعه در خدمت شما هستیم تا دانش و تجربه مان را درباره آموزش نحوه محاسبه پوزیشن سایز یا حجم معامله، با شما به اشتراک بگزاریم. اهمیت این مقاله به قدری بالا است که به شما قول می دهیم اگر در تمام تریدهایتان مدیریت ریسک و پوزیشن سایز را رعایت کنید، دیگر هرگز کل حسابتان را منهدم نمی کنید.

نکاتی که قرار است با هم در این مقاله یاد بگیریم، به شرح زیر است:

مدیریت ریسک چیست؟ اهمیت مدیریت ریسک در معامله، پوزیشن سایز یا حجم معامله چیست، قانون ریسک یک یا دو درصد چیست؟ نحوه محاسبه پوزیشن سایز در معاملات و نتیجه گیری.

مدیریت ریسک چیست؟

به طور کلی به فرآیند پیش بینی، تشخیص، ارزیابی و کنترل کردن ضررها و تهدیدات احتمالی نسبت به قسمتی یا کل سرمایه تان، مدیریت ریسک گفته می شود. فرقی نمی کند که این ریسک ها مربوط به ناآرامی های درون بازار هستند و یا مربوط به بحران های ژئوپلیتیکی، ناشی از تحلیل های نادرست تکنیکال هستند و یا مرتبط به فاندامنتال مارکت می باشند. در هر صورت، برخوردار بودن از یک مدیریت ریسک صحیح و به کار گرفتن ابزارهای مناسب آن در زمان درست، به شما کمک می کند تا تصویر کامل و شفافی از خطرهای احتمالی پیش رو داشته باشید.

فراموش نکنید که ما ریسکمان را مدیریت نمی کنیم که اصلا ضرر نکنیم، بلکه ما از مدیریت ریسک استفاده می کنیم تا ضررهای مان را کوچکتر کرده و بدانیم کدام ریسکها ارزش خطر کردن دارند. همین الان فرصت بسیار مناسبی است که شما هم یاد بگیرید چیزی به نام ضرر نکردن در بازرهای مالی وجود ندارد.

شما هیچ معامله گری را پیدا نخواهید کرد که به شما بگوید هرگز ضرر نکرده و یا ضرر نخواهد کرد! این قانون شماره یک تمام مارکت ها است و فقط شامل بازارهای مالی نمی شود. اگر قصد ماندن در بازارهای مالی و سود کردن مداوم را دارید، حتما ریسکتان را با ابزارهایی که در ادامه این مقاله به شما آموزش خواهیم داد، مدیریت کنید.

اهمیت مدیریت ریسک در معامله

همانطور که در قسمت های قبل برایتان توضیح دادیم، به طور خلاصه مدیریت ریسک یعنی توانایی روبرو شدن با یکسری ضرر بدون کال مارجین شدن. این بدین معنی است که مثلا اگر شما ده ترید انجام دادید و تمام آنها را ضرر کردید، حساب معاملاتی شما بسته نشود.

شاید برایتان این سوال مهم پیش بیاید، مگر امکان دارد فردی در ده معامله اش ضرر کند و کال مارجین نشود؟ لطفا تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید تا فوت کوزه گری معاملات در بازرهای مالی را که کمتر کسی اهمیت آنها را برای شما توضیح داده، به شما بیاموزیم.

فراموش نکنید که حتی اگر شما یک استراتژی قوی بسیار عالی هم داشته باشید ولی مدیریت ریسک را رعایت نکنید، براحتی می توانید تمام سرمایه تان را از دست بدهید. اگر باور ندارید، به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید دو تریدر به نامهای آرش و بردیا داریم که هر دو اینها یک حساب معاملاتی 1000 دلاری دارند. آرش و بردیا یک استراتژی معاملاتی دارند که درصد موفقیتش 50% است. این بدین معنی است که از هر دو تریدی که آنها انجام می دهند، یکی را سود می کنند. نسبت ریسک به ریوارد آنها هم 1 به 2 می باشد. اجازه دهید همین جا ریسک به ریوارد را هم برای شما توضیح دهیم.

مفهوم ریسک به ریوارد

تصور کنید که شما در حال ورود به معامله ای هستید که حاضرید 100 دلار ضرر یا ریسک کنید. ولی چنانچه مارکت مطابق میل شما پیش برود و شما سود کنید، می توانید 200 دلار به جیب بزنید. مگر غیر از این است که این 200 دلار دو برابر مبلغی است که شما حاضر بودید ریسک کنید؛ یعنی 100 دلار. نتیجتا این همان چیزی است که ما به آن ریسک به ریوارد 1 به 2 می گوییم. خیلی ساده ریوارد یا پاداش شما دو برابر ریسک یا ضرر شما است.

حال فرض کنید که شما قصد ورود به معامله ای را دارید که حاضر هستید در آن 100 دلار ریسک یا ضرر کنید. ولی چنانچه مارکت انتظار شما را برآورده کند و شما به سود برسید، مبلغی که کسب خواهید کرد 1000 دلار خواهد بود. حال، ریسک به ریوارد شما در این معامله 1 به 10 می باشد. به همین سادگی.

حال برمی گردیم به ادامه مثال بالا. آرش که یک تریدر طمع کار است، قصد دارد در هر معامله اش 250 دلار ریسک کند یعنی 25% کل حسابش ولی بردیا که تریدری محافظه کار است، می خواهد ریسکش در هر معامله فقط 20 دلار باشد یعنی فقط 2% درصد کل پولش. حال باید محاسبه کنیم و ببینیم که نتایج یا برآیند معاملات این دو شخص یا همان Lose/Win این دو نفر، چقدر خواهد بود؟ منظور این است که هر کدام اینها با احتساب ریسک به ریوارد 1 به 2، با چند ضرر کال مارجین شده و حسابشان به صورت خودکار بسته میشود؟

اگر از هشت معامله، برآیند معاملاتشان 4 باخت و 4 برد باشد: باخت، باخت، باخت، باخت – برد، برد، برد، برد

متاسفانه آرش فقط با 4 معامله ضررده، کال مارجین می شود. چرا که کل حساب او 1000 دلار است و با 4 تا 250 دلار که قصد ریسک کردن دارد اگر تریدش موفق نباشد، حسابش بسته می شود. این یعنی حتی بدون اینکه طعم شیرین موفقیت را بچشد، معاملاتش دچار شکست سنگینی شده و کل سرمایه اش را بر باد داده است.

آرش: 250-، 250-، 250-، 250- = کال مارجین شدن

حال بیایید برآیند معاملات بردیا را طبق الگوی بالا، بررسی کنیم.

بردیا: 20-، 20-، 20-، 20-، 40+، 40+، 40+، 40+ = 80 دلار سود

شاید تعجب کنید و بگویید 40 دلار سود از کجا آمد؟ این همان نسبت ریسک به ریوارد 1 به دو است. بردیا حاضر بود در هر معامله 20 دلار ضرر کند. حال اگر بر اساس نسبت ریسک به ریواردش که 1 به 2 است او 4 معامله 20 دلاری ضرر کند (80-) ولی 4 معامله 40 دلار سود کند، او هنوز 80 دلار سود کرده است.

این 80 دلار سود مساوی است با 8% از کل حساب معاملاتی بردیا چرا که حساب او 1000 دلار است. ولی آرش 100% حساب معاملاتی اش را ضرر کرده و کال مارجین شده است. به همین سادگی شما می توانید قدرت استفاده یا عدم استفاده از مدیریت ریسک صحیح را در مورد آرش و بردیا، ببینید. (فراموش نکنید که آرش یک استراتژی با درصد موفقیت 50% هم داشته است ولی متاسفانه از مدیریت ریسک درستی استفاده نکرده است).

شاید برای شما هم این سوال مهم پیش بیاید که خوب چطور می توانم ریسک های معاملاتی ام را مدیریت کنم؟ فراموش نکنید که ما قرار است در این مقاله این فاکتورهای مهم را به شما آموزش دهیم.

پوزیشن سایز یا حجم معامله چیست؟

خیلی ساده Position Sizing یا سایز معامله یعنی ترید کردن با تعداد واحدها یا سایزهای درستی که اگر ضرر کردید، فقط قسمت کوچکی از حسابتان کسر شود. به زبانی دیگر مقدار واحدهایی که در یک معامله ترید می کنید، سایز معاملاتی شما نام دارد.

توصیه اکثر حرفه ای های بازار این است که شما در هر معامله تان فقط 1 تا 2% از سرمایه تان را ریسک کنید. این بدین معنی است که اگر حساب معاملاتی شما 1000 دلار امریکا است، 1% آن می شود 10 دلار. نتیجتا برای اینکه شما کال مارجین شوید، باید 100 معامله تان ضررده باشد تا کل 1000 دلار شما از دست برود.

حال ممکن است سوال دیگری برای شما پیش بیاید و آن هم این است که چطور می توانم محاسبه کنم که در هر تریدی که انجام می دهم فقط 10 دلار ضرر کنم؟ این سوال خوب، ما را به قسمت های بعدی این مقاله هدایت می کند.

تصویر مربوط به قانون ریسک یک تا دو درصد

قانون ریسک یک یا دو درصد، یک استراتژی سرمایه گذاری است که به تریدرها می گوید شما در هر معامله یا تریدتان، نباید بیشتر از یک یا دو درصد از کل سرمایه تان را به خطر بیندازید. برای اعمال این قانون، شما باید ابتدا 2% از کل سرمایه آزادتان را محاسبه کنید. مثلا اگر مارجین آزاد شما 5000 دلار امریکا می باشد، دو درصد آن می شود 100 دلار. ضمنا در کنار قانون مهم 2%، تریدرهای حرفه ای تمام هزینه های احتمالی آینده مثل نرخ سواپ، کمسیون بروکرها و غیره را نیز، منظور می کنند.

نحوه محاسبه پوزیشن سایز در معاملات

فرمول اصلی یا فوت کوزه گیری که قبلا به شما قول داده بودیم، همین جا می باشد. ما در این قسمت از دو طریق نحوه محاسبه سایز معامله یا پوزیشن سایز را به شما آموزش می دهیم. اولین آن روش دستی است که شما خودتان بعد از مطالعه این قسمت، قادر خواهید بود سایز پوزیشنتان را محاسبه کنید.

روش دوم که بسیار ساده تر می باشد، محاسبه سایز پوزیشن از طریق ماشین حساب بسیار خوب و کارآمد وبسایت دنیای ترید است که پیشتر هم به شما گفته بودیم.

روش اول؛ روش دستی

در این روش ما به دنبال سه فاکتور هستیم: مقدار ریسک، حد ضرر و ارزش هر پیپ. این روش یک فرمول بسیار ساده دارد که به شرح زیر است:

سایز پوزیشن = مقدار ریسک تقسیم بر ( حد ضرر ضربدر ارزش هر پیپ)

برای اینکه بتوانید سایز پوزیشن یا حجم معامله تان را حساب کنید، ابتدا باید بدانید که چقدر حاضر هستید در هر معامله، ریسک کنید. پاسخ این سوال در موفقیت شما برای ادامه معاملاتتان بسیار حیاتی است. اگر شما هم خواهان ماندن در این بازار هستید، بهتر است توصیه بزرگان و حرفه ای های این مارکت را با گوش جان بشنوید، جدی بگیرید و همیشه از آن استفاده کنید.

تمام حرفه ای های بازار با هم و یک صدا می گویند: هرگز بیشتر از 1 الی 2% درصد از کل سرمایه تان را ریسک نکنید. اینکه بهتر است شما کدامیک را رعایت کنید، بستگی به تیپ شخصیتی و میزان طمع شما دارد.

بسیار خوب، حال که مقدار ریسک شما مشخص شد، نوبت به حد ضرر و ارزش و اندازه هر پیپ شما دارد. اجازه بدهید با مثالی این مسئله را برای شما شفاف تر کنیم.

فرض کنید شما حساب معاملاتی به مبلغ 10.000 دلار امریکا دارید. بر اساس فرمول بالا و توصیه حرفه ای های بازار، شما می خواهید فقط 1% کل سرمایه تان ریسک کنید. این بدین معنی است که شما حاضر هستید فقط 100 دلار در این معامله ریسک کنید. فرض کنید که حد ضرر شما هم در این معامله، 100 پیپ و ارزش هر پیپ معامله 10 دلار است (فرض ما بر این است که شما با 1 لات وارد معامله شده اید). امیدوارم که فرمول بالا را فراموش نکرده باشید:

سایز پوزیشن = مقدار ریسک تقسیم بر ( حد ضرر ضربدر ارزش هر پیپ)

بر اساس این فرمول، سایز پوزیشن شما برابر است با: 100 دلار مقدار ریسک تقسیم بر 100 پیپ حد ضرر شما ضربدر 10 دلار ارزش هر پیپ، که مساوی است با 0.1 لات که برابر است با 1 مینی لات. از آنجا که ارزش هر پیپ شما بستگی به فاکتورهای زیادی مثل ارز مقابل یا همان ارز دوم که در جفت ارزها می نویسید، یا مثلا واحد پولی که با آن حساب معاملاتی تان را باز کرده اید و غیره دارد، ما به شما روش دوم که Position Sizing Calculator یا همان محاسبه سایز پوزیشن توسط ماشین حساب بسیار هوشمند وبسایت دنیای ترید است را، معرفی می کنیم.

روش دوم؛ ماشین حساب فارکس دنیای ترید

در واقع این ماشین حساب کار شما را بسیار ساده کرده است. طبق فرمول بالا، برای محاسبه سایز پوزیشن شما به جز مقدار ریسک، به دو چیز دیگر هم نیاز دارید؛ 1- ارزش هر پیپ 2- حجم معامله. ماشین حساب بسیار عالی وبسایت دنیای ترید، پاسخ هر دو ابهامات بالا را مرتفع کرده است. لطفا برای اطلاعات بیشتر، با ما همراه باشید.

ابتدا برای شروع به وبسایت دنیای ترید بروید و مثل تصویر زیر، روی آیکون ماشین حساب فارکس، کلیک کنید.

تصویر مربوط به ماشین حساب فارکس دنیای ترید

سپس، با تصویری مثل شکل زیر مواجه می شوید که می توانید تمام اطلاعات خواسته شده را وارد کرده و سپس دکمه محاسبه را فشار دهید تا خود این نرم افزار برای شما محاسبات را انجام دهد.

تصویر ماشین حساب دنیای ترید

همین طور که در تصویر بالا مشاهده می کنید، ابتدا در قسمت سمت راست ارزش هر پیپ تان را محاسبه کنید و سپس برای وارد کردن سایز پوزیشن یا حجم معامله، به قسمت سمت چپ شکل بالا، رجوع کنید.

اطلاعات تصویر سمت راست که کاملا واضح است. ابتدا جفت ارز خود را مشخص می معامله بدون حد ضرر کنید و سپس اگر حساب شما مثلا به دلار امریکا است، آن را در قسمت دوم از بالا وارد کنید. بعد مقدار لات را وارد کنید (مثلا استاندارد یا مینی استاندارد و . ) و در قسمت بعد، حجم لات مثلا با یک لات وارد معامله شده اید یا بیشتر. در انتها دکمه محاسبه را کلیک کنید.

بعد از اینکه ارزش هر لات را در این قسمت مشخص کردید، به ستون سمت چپ رفته و اطلاعات آن را نیز تکمیل کنید. ابتدا در قسمت بالا میزان سرمایه تان را وارد کنید مثلا 5000 دلار یا 1000 دلار. درصد ریسکی که حاضرید متقبل شوید را در این قسمت وارد کنید مثلا 1 یا 2 درصد.

در قسمت بعد استاپ لاس خود را بنویسید مثلا 100 پیپ یا 50 پیپ. حال در قسمت چهارم، ارزش پیپی که در قسمت قبل به دست آوردید را وارد کنید. به محض وارد کردن این آیکون، پوزیشن سایز یا حجمی که باید با آن وارد معامله شوید، خودش ظاهر می شود.

شاید برای برخی از شما که تازه وارد بازارهای مالی مخصوصا بازار فارکس شده اید، این سوال پیش بیاید که خوب پس از محاسبه حجم معامله یا سایز پوزیشن، این عدد را باید کجا وارد کنم؟ همینطور که قبلا هم برای شما توضیح دادیم، هدف نهایی ما در وبسیات آموزشی دنیای ترید، آموزش و پرورش تریدرهای حرفه ای برای ورود به بازارهای مالی است. در نتیجه، این قسمت را نیز با جان و دل برای شما توضیح خواهیم داد.

فرض ما بر این است که شما از پلتفرم مشهور متاتریدر استفاده می کنید. پس از اینکه شما دکمه سفارش یا همان Order را فشار دهید، با پنجره ای مثل تصویر پایین روبرو خواهید شد.

تصویر مربوط به نحوه سفارش گذاری در متاتریدر

همین طور که در تصویر بالا مشاهده می کنید، در قسمت Volume شما حجم یا پوزیشن سایز را که جلوتر محاسبه کرده اید را وارد می کنید، به همین سادگی.

نتیجه گیری

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است. از اینکه تا پایان این مقاله با ما همراه بودید، بسیار سپاسگزاریم. در حقیقت کار شما مخصوصا اگر تازه وارد هستید، از همین جا شروع می شود. لطفا تمام آنچه در این مقاله مطالعه کردید را حتما در پلتفرم مجازی تمرین کنید تا خوب در مورد پوزیشن سایز، صاحب مهارت شوید.

ضمنا اگر این مقاله را مفید یافتید، حتما آن را برای دوستان و آشنایان تان بفرستید تا بدین وسیله، جلوی ضرر و زیان های احتمالی آنها را بگیرید.

[مهم] مبانی مدیریت سرمایه

حامد ریحانی - توییتر

مطالب را با يك جمله مبهم آغاز مي كنیم كه مي خواهیم درستي آن را ثابت كنیم :

معاملات بازنده خود را سريع ببنديد و به معاملات برنده اجازه رشد دهید، اگر اين شیوه را پیش بگیريد و مديريت سرمایه را همراه آن كنید حتی اگر معاملات شما تصادفی باشند باز هم برايند شما مثبت خواهد بود.

در ادامه شما را به مطالعه 20 درس مبانی مدیریت سرمایه ارائه شده توسط یک دوست قدیمی جناب آقای حمید رضا حصارکی دعوت می کنم:

حامد ریحانی - توییتر

درس اول: امید رياضی

درس اول درک مفهوم امید رياضی می باشد كه بدون درک آن نمی توان در اين بازار موفق بود. امید رياضی به ما می گويد نیازی نیست كه همه معاملات شما و حتی نصف بیشتر معاملات شما مثبت باشد تا بتوانید سود كنید، و شايد همه سود شما از ۵ درصد معاملات موفق شما بدست آيد.

فرمول امید رياضی:

Mathematical Expectancy = [ 1 + (W/L) ] * P - 1

در اينجا W متوسط سود شما در هر معامله و L متوسط ضرر شما در هر معامله می باشد و P ( به درصد ) احتمال برد سیستم شما در معاملات است. يعنی اگر احتمال برنده بودن سیستم شما ٢٠ درصد باشد و میانگین سود شما در هر معامله ١٠ دلار باشد و میانگین ضرر شما در هر معامله ۵ دلار باشد امید رياضی سیستم شما منفی ٠٫۴ می باشد.

امید رياضی يک سیستم سود ده بايد از صفر بیشتر باشد. برای اين منظور يا بايد احتمال برد سیستم را افزايش داد، يا متوسط سود در هر معامله افزايش يابد و يا متوسط ضرر در هر معامله كاهش يابد.

برای اينكه بتوانیم امید رياضی يک سیستم را بدست آوريم می بايست يک مجموعه از معاملات آن سیستم كه حداقل ١٠٠ معامله را داشته باشد انتخاب كنیم و متوسط سود و ضرر معاملات و تعداد معاملات برنده و بازنده را بدست آوريم و سپس در فرمول فوق قرار دهیم.

برای بدست آوردن احتمال برد سیستم بايد تعداد معاملات برنده را بر تعداد كل معاملات تقسیم كنیم. برای بدست آوردن متوسط سود بايد میزان سود كسب شده از پوزيشن های سودده را بر تعداد پوزيشن های سودده تقسیم كنیم. برای بدست آوردن متوسط ضرر بايد میزان ضرر كسب شده از پوزيشن های ضررده را بر تعداد پوزيشن های ضررده تقسیم كنیم.

حامد ریحانی - توییتر

درس دوم : نسبت اهرمی نامتقارن

در اين درس با مفهوم نسبت اهرمی نامتقارن آشنا می شويم. اين نسبت به ما می گويد که اگر چه مقدار ضرر بدهیم، می بايست چه مقدار سود كنیم تا آن ضرر جبران شود. در اينجا به اين موضوع پی خواهیم برد كه هر چه بیشتر ضرر كنیم جبران كردن آن مشكل تر و شايد غیر ممكن شود.

فرمول نسبت اهرمی نامتقارن :

Asymmetrical Leverage % = [ 1 / (1 - L %) ] - 1

در اينجا L درصد ضرر از سرمايه اولیه می باشد، مثلا اگر ٢۵ درصد ( ٠٫٢۵ ) ضرر كنیم نیاز به ٣٣ درصد سود (بر اساس سرمایه باقی مانده) برای جبران داريم و اگر ۵٠ درصد ضرر كنیم نیاز به ١٠٠ درصد سود و اگر ٩٠ درصد ضرر دهیم نیاز به ٩٠٠ درصد سود داريم.

همواره بايد بر روی ضررهای خود كنترل داشته باشیم و به آنها تا جایی اجازه رشد دهیم كه سیستم معاملاتی ما توانایی جبران آن را به راحتی داشته باشد. حال اينكه از كجا بفهمیم سیستم ما چقدر توانایی جبران دارد بايد نرخ سوددهی سیستم خود را همواره حساب كنیم و ببینیم در هر معامله معمولا انتظار چند درصد سود را داريم و همینطور انتظار چند درصد ضرر در معامله محتمل است.

حامد ریحانی - توییتر

درس سوم : ضريب سودآوری

در اين درس با ضريب سودآوری آشنا می شويم. ضريب سودآوری معیاری است كه می توانیم روند سود دهی سیستم خود را ارزيابی كنیم، اين عدد می بايست همواره بزرگتر از ١ باشد.

فرمول محاسبه ضريب سودآوری :

Profit Factor = Gross Win / Gross Loss

در اينجا منظور از Gross Win سود ناخالص يا همان مجموع سود تمامی پوزيشن های سودده و Gross Loss ضرر ناخالص يا همان مجموع ضرر تمامی پوزيشن های ضررده می باشد.

پس بايد دقت داشته باشیم كه همواره مجموع سودهايمان بايد از مجموع ضررهايمان بیشتر باشد تا بتوانیم اين ضريب را بیشتر از يک نگاه داريم.

حامد ریحانی - توییتر

درس چهارم : تفاوت شرط بندی و گمانه زنی در معاملات

همانطور که می دانیم شرط بندی، قمار محسوب می شود و كاری ناپسند میباشد لذا بايد تفاوت آن را با گمانه زنی (تجارت صحیح ) درک كنیم تا بتوانیم به درک عمیق تری نسبت به ريسک در اين بازار برسیم. بین شرط بندی و گمانه زنی دو تفاوت اساسی وجود دارد:

1- شرط بندی ريسک غیر منطقی بوجود می آورد ولی در گمانه زنی ريسک ذاتی موجود توزيع می شود.

2- در شرط بندی علم آمار و احتمال ناديده گرفته می شود ولی در گمانه زنی از امتیاز اين علم استفاده می شود.

برای مثال يک قمارباز فكر می كند اگر چندين شكست پیاپی داشته باشد در دفعات بعد شانس برد او افزايش می يابد لذا ريسک خود را بیشتر می كند (تفاوت 1) ، در صورتی كه اين كار خطاست و ريسک هر معامله مستقل از معامله قبل است پس در اينجا علم آمار و احتمال توسط قمارباز ناديده انگاشته شده است (تفاوت 2)

حامد ریحانی - توییتر

درس پنجم : مفهوم دقیق مديريت سرمایه

مفهوم دقیق مديريت سرمايه محدود به اين تعريف است كه چه مقدار از حساب بايد در معامله آتی ريسک شود.

انتظارات ديگری كه از مديريت سرمايه داريم از قبیل اينكه چه موقع از پوزيشن سود ده و يا ضرر ده خارج شويم و كی به حجم معامله فعلی بیافزائیم يا آنرا كاهش دهیم و كجا وارد معامله شويم يا نشويم جزو ضمائم و فرعیات مديريت سرمايه می باشند.

حامد ریحانی - توییتر

درس ششم : تحلیل مونته كارلو

در اين درس با تحلیل مونته كارلو آشنا می شويم تا بتوانیم روش معاملاتی خودمان را به صورت صحیح تست نمائیم و از نتايج تست با اطمینان بالایی استفاده كنیم. تحلیل مونته كارلو يک تکنیک محاسباتی است كه داده های آماری يک مدل را با دقت قابل اطمینانی شبیه سازی می كند.

در اين تحلیل معمولا هر پارامتر هزار بار با نمونه های متفاوتی از داده های آماری تست می شود و نتیجه ٩۵ درصد از اين هزار بار برای پارامتر مورد نظر لحاظ می شود.

مثلا اگر بخواهیم تاثیر ريسک ١٠ درصدی ثابت در هر معامله را در يک لیست ١٠٠ تایی از معاملات بررسی كنیم، هزار لیست مجزای ١٠٠ تایی از لیست اولیه بوجود می آوريم كه در آنها اعضای لیست به صورت تصادفی چیده شده اند، آنگاه تاثیر ريسک ١٠ درصدی را در هر لیست يادداشت می كنیم، اگر در ٩۵ درصد مواقع به ازای آن ريسک ١٠ درصدی نتیجه نهايی معاملات ۶٠ درصد زيان را به همراه آورد پس با اطمینان ٩۵ درصد در آينده نیز چنین خواهد شد.

در مثال فوق لیست ١٠٠ تایی داده های آماری ما و ريسک ١٠ درصدی ثابت پارامتر مورد بررسی ما می باشد. در تحلیل مونته كارلو از داده هایی استفاده می شود كه بوقوع پیوسته اند، يعنی نتايج بک تست يا فوروارد تست گذشته، بنابراين نقاط ورود و خروج در هر معامله مشخص می باشد.

مطمئنا برای شبیه سازی تحلیل مونته كارلو می بايست برنامه نوشت و از ماشین استفاده نمود، در همین جا از دوستان برنامه نويس علاقمند دعوت می كنم برای راحتی دوستان تحلیل مونته كارلو را فقط برای پارامتر ريسک كد كنند، يعنی در برنامه جایی برای ثبت داده های آماری (ورود و خروج از معامله)، جایی برای ثبت مقدار اولیه حساب، جایی برای ثبت مقدار ريسک در هر معامله تعبیه كنند و وقتی کلید شبیه سازی زده می شود برنامه بگويد در ٩۵ درصد از تست ها نتیجه چه می شود.

حامد ریحانی - توییتر

درس هفتم : تعیین اندازه حجم معامله

معامله با اهرم یا لوریج 100 در حساب با سرمایه هزار دلار يک اشتباه بزرگ می باشد، زيرا با چند ضرر متوالی بايد با حساب خداحافظی نمود، همین طور معامله بدون استفاده از اهرم در يک حساب ١٠٠ هزار دلاری باز هم اشتباه است زيرا مقدار بیشتر مارجین و سرمایه بی مصرف مانده است و در نهايت پرفورمنس را كاهش می دهد.

نقش كلیدی مديريت سرمايه تعیین دقیق حجم معامله می باشد تا كارائی حساب افزايش يابد.

روش های مطرح شده متفاوتی برای تعیین حجم وجود دارند كه به دو دسته كلی تقسیم بندی می شوند: 1- روش های مارتینگل 2- روش های آنتی مارتینگل

در روش های مارتینگل با افزايش ضرر به حجم معاملات افزوده می شود تا از يک برگشت سريع و كوتاه استفاده شود و همه ضررها پوشش داده شود، اين روش ها پايه علمی ندارند و در همه جا کاربرد ندارند و از نظر مديريت سرمايه صحیح مردود می باشند و فقط يک نوع خاص آن تحت عنوان "میانگین هزينه" می تواند مورد استفاده قرار گیرد. منظور از میانگین هزينه اين مي باشد كه حجم معامله طوری توزيع شود كه ریسک نهایی بیشتر از ريسک اولیه ای كه برای پوزيشن در نظر گرفته ايم نشود، در اين صورت می توان با فاصله هایی كه پوزيشن در ضرر رفته به حجم افزود، مثلا اگر برای پوزيشن با اهرم مناسب می توانیم در همان معامله بدون حد ضرر ابتدا 0.3 بیتکوین در نظر بگیريم و ريسک ما طوری است كه می توانیم استاپ 600 دلاری را برای آن تحمل كنیم، در ابتدا یک سوم از آن را استفاده می كنیم و 0.1 بیتکوین ورود می کنیم و اگر 300 دلار در ضرر رفتیم باز 0.1 ديگر ورود می كنیم و هیچ گاه برای پوزيشن مورد نظر از 0.3 بیتکوین بالاتر نمی رويم.

در روش های آنتی مارتینگل سودها به صورت تصاعد هندسی افزايش می يابند، همین طور ضررها به صورت تصاعد هندسی كم میشوند، مهمترين ويژگی اين روش ها بكار بردن آنها در يک سیستم با امید رياضی مثبت می باشد و در غیر اين صورت نمی توان از آنها انتظار معجزه داشت.

حد ضرر

برخی نکات مهم برای ترید کردن در بازار ارزهای رمزنگاری

از دست دادن سرمایه در هنگام معامله با بیت کوین یا سایر ارزهای رمزنگاری، خیلی ناراحت کننده است. بنابراین، لازم است قبل از انجام معاملات بیت کوین یا هر ارز دیگری، ابتدا خودتان درباره آن تحقیق کنید. اگرچه ممکن است از طریق اینترنت اطلاعات …

نسبت ریسک به ریوارد چیست و چگونه می توان از آن در معاملات استفاده کرد؟

از نسبت ریسک به ریوارد برای تعیین حد ضرر و سود معاملات استفاده می کنند. معامله گران می توانند در هنگام تصمیم گیری برای خرید یک ارز رمزنگاری از آن کمک بگیرند. نسبت ریسک به ریوارد یعنی این که سرمایه گذار برای رسیدن به سود مورد نظر خود حاضر …

نحوه محاسبه اندازه موقعیت معاملاتی(position size)

مهم نیست که سبد دارایی های شما چقدر بزرگ است، باید نحوه صحیح مدیریت ریسک و محاسبه اندازه موقعیت معاملاتی را تمرین کنید. در غیر این صورت، ممکن است سرمایه خود را از دست بدهید و متحمل ضررهای قابل توجهی شوید. هفته ها یا ماه ها پیشرفت و موفقیت …

3 استراتژی معاملاتی که تریدرهای حرفه ای از آنها استفاده می کنند

در اینجا سه استراتژی معاملاتی معرفی می شود که معامله گران حرفه ای بدون در نظر گرفتن جهت بازار از آنها برای کسب سود استفاده می کنند. برای اطلاع از مهم ترین استراتژی های موجود در بازار و چگونگی استفاده از آنها می توانید به مطلب زیر مراجعه …

7 اشتباه رایج معامله گران(تریدرها) در تحلیل های تکنیکال

تحلیل تکنیکال یکی از پرکاربردترین روش های تحلیل بازارهای مالی است. از تحلیل های تکنیکال می توان در هر بازار مالی اعم از سهام، فارکس، طلا یا ارزهای رمزنگاری استفاده کرد. اگر چه درک مفاهیم اساسی تجزیه و تحلیل های تکنیکال نسبتا آسان است، …

آیا قیمت بیت‌کوین سطح 12000 دلار را حفظ می کند؟

قیمت بیت‌کوین تا سطح 12470 دلار افزایش یافت. در صورتی که سطح مقاومت 12000 دلار به عنوان سطح حمایت تایید شود، روندهای صعودی سطح 15000 دلار را هدف قرار خواهند داد. در هفته های گذشته، آلت کوین ها روند صعودی داشتند، اما قیمت بیت‌کوین …

چه چیزی باعث کاهش سریع قیمت در روز یکشنبه شد؟

در روز یک شنبه قیمت بیت کوین طی ده دقیقه بیش از 10 درصد و 1400 دلار کاهش یافت. اما چه چیزی باعث چنین کاهش شدید این ارز رمزنگاری شده است؟ و چگونه سرمایه گذاران و معامله گران می توانند برای چنین رویداد غیرقابل پیش بینی آماده شوند؟ چه …

تریلینگ استاپ چیست؟

poster trailing stop

در مباحث قبلی با مفاهیم ترید ارز دیجیتال، تحلیل فاندامتال، تحلیل تکنیکال و … آشنا شدیم. در این مبحث تیم توکن باز قصد دارد به بررسی مبحث تریلینگ استاپ بپردازد. برای درک این موضوع با ما همراه باشید.

مفاهیم کلی :

  • حد ضرر یا Stop Loss چیست؟
  • تریلینگ استاپ(Trailing Stop)چیست؟
  • نحوه بهره جویی از تریلینگ استاپ
  • 2 شرط فعال سازی تریلینگ استاپ
  • نکات مهم در حد ضرر شناور
  • مزیت های تریلینگ استاپ در معاملات رمز ارزها

حد ضرر (Stop Loss) چیست؟

کارگزار های معاملاتی و صرافی های حوزه ی دیجیتال، صرف جلوگیری از ضرر یا کم کردن آن برای سرمایه گذار همیشه به دنبال راهی بوده اند. باید بدانیم از متداول ترین مکانیزم ها برای عدم تضرر سرمایه گذار و حفظ سرمایه ی وی، استراتژی Stop Loss است. این استراتژی این گونه عمل می کند که با پایین رفتن بهای ارز دیجیتال ترید شده از یک حدی (تعیین شده) فعال می شود و از تضرر سرمایه گذار جلوگیری می کند.

به بیان دیگر می توان گفت، حد ضرر برای سفارش فروش در یک پوزیشن باز مورد استفاده قرار می گیرد که به وسیله کاهش قیمت از حدی معین مشخص شده است. به طور مثال: کاربر مشخص می کند که اگر قیمت از 20 دلار بیشتر کاهش پیدا کرد ارز دیجیتال مد نظر به صورت خودکار به فروش برسد.

stop loss

تریلینگ استاپ چیست؟

تریلینگ استاپ(Trailing Stop) چیست؟

حد ضرر شناور یا تریلینگ استاپ، نوع به خصوصی از Stop Loss است که در انجام معاملات به طور خودکار و هماهنگ با تغییرات بازار، نسبت به حدی که برای آن معامله مشخص کرده ایم، حرکت کرده تا سود عایده از معامله را برای کاربر به حداکثر امکان برساند.

به بیانی دیگر، تریلینگ استاپ به کاربران کمک می کند تا بهترین نقاط خرید و فروش را تشخیص دهند تا بتوانند شرایط بهتری از معامله را داشته باشند.

تریلینگ استاپ می تواند منطقه ای باشد. بنا به پوزیشن گرفته شده توسط کاربر شورت یا لانگ تلقی شود که با یک فاصله ی معین از بهای فعلی ارز مورد نظر در بازار قرار می گیرد.

باید بدانیم اگر بهای ارز مدنظر در بازار صعودی شود، این منطقه نیز هم مسیر با تغییرات بهای ارز حرکت کرده، اما اگر بهای رمز ارز نزولی شود این محدوده ثابت خواهد ماند و در صورت برخورد بهای ارز با محدوده تریلینگ استاپ، معامله مد نظر با سود بیشتری نسبت به شرایط عادی کلوز یا بسته خواهد شد.

نحوه بهره جویی از تریلینگ استاپ

برای اینکه یک معامله استاندارد در معاملات رقم بخورد باید نقاط ورود و خروج که جزو اصلی ترین استراتژی معاملاتی است، قبل از انجام معاملات معین شود.

به طور کلی باید بدانیم بدون این موارد انجام معاملات در بازار پر خطر تلقی می شود. به همین جهت برای پیدا کردن بهترین نقاط ورود یا خروج در این بازار، تریدرهای ارز دیجیتال از ابزارهای گوناگونی مانند: ابزار تحلیل تکنیکال، نسبت های مالی و غیره بهره جویی می کنند. که این نقاط خروج در بازار معاملاتی حد ضرر یا سود تلقی می شود.

باید بدانیم حد ضرر به دو گونه ی قیمتی و زمانی تقسیم می شود که حد ضرر قیمتی یا بهایی متشکل از دو دسته ی متحرک و ثابت است. برای فهم بهتر موضوع تریلینگ استاپ لازم است ابتدا مفاهیم مرتبط با آن را مورد بررسی قرار دهیم.

حد ضرر ثابت

باید بدانیم که قبل از خرید سهم یا ارز مورد نظر با بهره جویی از ابزارهای تحلیلی موجود و حجم معامله، باید به مشخص کردن حد ضرر بپردازیم. هم اکنون می توان با بهره جویی از اندیکاتورها، سطح های حمایت و مقاومت و غیره که از متداول ترین روش های معین کردن حد ضرر و زیان می باشند، استفاده نمود.

اما این را نیز باید بدانیم که با رسیدن به نقاط حساس و شکست قیمتی آنها، امید بازگشت بازار برباد رفته تلقی شده و باید از پوزیشن معاملاتی هر چه سریع تر خارج شد.

بیشتر تریدرها بعد از مشخص شدن این نقاط منتظر واکنش های آینده بازار می‌مانند و تغییری در آن ایجاد نمی کنند و در صورت تاچ منطقه حد ضرر توسط قیمت، به گونه ای اتومات یا دستی رمز ارز یا سهام خود را به فروش رسانده و از معامله مورد نظر خارج می شوند.

نقطه سر به سر

در صورتی که بعد از وارد شدن به معامله، قیمت ارز مدنظر با یک جهش صعودی به اندازه نسبتاً خوبی از نقطه ورود فاصله بگیرد، تریدرها برای ترس از خطر و ریسک های موجود، نقطه ی ضرر و زیان را ناحیه ی ورود خود در نظر می گیرند که اصطلاحاً به آن نقطه سر به سر می گویند و بدین صورت جا به جایی تعریف می شود که حد ضرر بدون هیچ خطری در معامله، روند خود را ادامه خواهد داد.

محافظت از سود

در این حالت تصور کنید قیمت در آستانه ی سود دهی و حد سود قرار دارد. این مرحله برای بیشتر تریدرها نگران کننده و چالش برانگیز است، زیرا فوبیا و ترس برباد رفتن سود حاصله آنان را تقویت می کند تا با هر نوسان و منفی و نزولی شدن نمودار قیمتی اقدام به فروش کنند که اینگونه سود مورد انتظار تریدر از معامله به طور تمام و کمال حاصل نمی شود؛ اما باید بدانیم که سرمایه گذار با هوش و کاردان شرایط به وجود آمده را بگونه ای مدیریت می کند که ضمن محافظت از سود حاصله بتواند به مراحل بالای قیمتی هم راه پیدا کند.

trailing stop loss

تریلینگ استاپ چیست؟

یکی از بهترین استراتژی های تدافعی جا به جایی حد زیان از محدوده ورود به نواحی بالایی و نزدیک است، به صورتی که فضای بسنده و کافی برای تحرک های نموداری وجود داشته باشد.

در هر صورت، تریدر ها قادر خواهند بود در صورت بهره جویی از حد ضرر ثابت، به جهت مدیریت سرمایه و ریسک و خطر آن، از این روش نیز بهره جویی کنند.

دو شرط فعال سازی تریلینگ استاپ

برای فعال سازی تریلینگ استاپ مستلزم رعایت دو شرط هستیم که عبارتند از:

* سفارش حد خرید ضرر تریلینگ استاپ

  • Activation Price یا قیمت فعال سازی بیشتر یا مساوی Lowest Price یا کمترین قیمت باشد.
  • Rebound Rate نرخ بازگشت بیشتر یا مساوی با Callback نرخ جوابگویی باشد.

*سفارش حد فروش ضرر تریلینگ استاپ

• Activation Price یا قیمت فعال سازی کمتر یا مساوی Highest Price بیشترین قیمت باشد.

• Rebound Rate نرخ بازگشت کمتر یا مساوی با Callback نرخ جوابگویی باشد.

نکات مهم در حد ضرر شناور یا تریلینگ استاپ

باید بدانیم که حالت مطلوبی برای تنظیم Activation Price و Callback وجود ندارد. به همین جهت تنظیم این موارد برای بعضی ها کمی دشوار است. نکاتی که در تریلینگ استاپ باید به آن توجه و دقت لازم را داشته باشید به شرح زیر است:

  • برای آنکه تریلینگ استاپ تاثیر گذار واقع شود؛ نرخ کال بک نباید خیلی کوچک یا بزرگ باشد. ضمن آنکه اکتیو پرایس نیز نباید خیلی دور یا خیلی نزدیک نسبت به قیمت حال حاضر تعیین شود.
  • اگر کال بک یا اکتیو پرایس خیلی نزدیک انتخاب شوند؛ تریلینگ استاپ نزدیک به قیمت ورود قرار دارد بین ترتیب زمانی که حد ضرر شناور یا تریلینگ استاپ خیلی نزدیک باشد به یک order ساده در این بازار زده خواهد شد.
  • زمانی که انتخاب نرخ کال بک خیلی بزرگ باشد؛ تریلینگ استاپ فقط با بیشترین یا حداکثر حرکت های بازار خورده می شود. در این صورت تریدرها در ریسک زیان های عظیم و غیر ضروری قرار دارند.

باید بدانیم به طور کلی نرخ پاسخگویی بالاتر، در بازار پر نوسان گزینه ی مناسب تری است. این در حالی است که در شرایط عادی نرخ پایین کال بک مناسب تر خواهد بود.

trailing stop

تریلینگ استاپ چیست؟

مزیت های تریلینگ استاپ در معاملات رمز ارزها

یکی از عظیم ترین مزیت های بهره وری از قابلیت حد ضرر شناور، منعطف بودن آن است که در انجام معامله ها به کاربر یا تریدر ارائه می شود. زیرا اگر معامله یا پوزیشن گرفته شوده در روند پیش بینی شده باشد، اوضاع به نفع شما تلقی خواهد شد و دیگر نیازی نخواهد بود نقاط مدنظر به صورت دستی دچار تغییر شوند.

به بیان ساده تر در صورت استفاده از تریلینگ استاپ یا حد ضرر شناور ،دیگر مستلزم بررسی و ارزیابی چارت مدنظر نخواهید بود و همه چیز به صورت خودکار برای شمای سرمایه گذار انجام خواهد شد.

به مثال های زیر از کاربرد تریلینگ استاپ در پوزیشن های شورت و لانگ توجه کنید:

Long position

تصور کنید زمانی که قیمت رمز ارز مدنظر شما 600 دلار بوده، یک Long position گرفته اید و هم اکنون قیمت این رمز ارز بر روی 700 دلار است و شما تمایل دارید از این معامله حداکثر سود را عاید شوید.

به بیانی دیگر قصد دارید زمانی که بازار به صعودی بودن خود ادامه می دهد، شما هم با این روند حرکت کرده و بتوانید بیشترین سود را از این معامله به چنگ آورید.

با این هدف برای پوزیشن لانگ خود یک تریلینگ استاپ با میزان 30 دلار معین می کنیم. پس از انجام این کار تریلینگ استاپ بازار نیز به صورت هماهنگ دنبال می شود و با صعود قیمت سود عایدی شما هم به مراتب بیشتر خواهد شد.

لازم به ذکر است که این روند تا زمانی که قیمت رمز ارز به اندازه ی 30 دلار کاهش پیدا نکند، ادامه دار خواهد بود و در صورت کاهش بیش از 30 دلار معامله شما با سود نسبتاً بیشتری از حالت معمول بسته خواهد شد.

Shorts position

در معاملات شورت باید میزان تریلینگ استاپ، در یک فاصله مطلوب و بالاتر از قیمت حال حاضر رمز ارز مدنظر قرار دهیم. به طور مثال: تصور کنید زمانی که قیمت رمز ارز روی 400 دلار است شما به بازار وارد شده ایدو پس از آن قیمت ارز مدنظر کاهش پیدا می کند. با مشخص کردن 10 دلار تحت عنوان تریلینگ استاپ و تداوم روند نزولی در بازار، سود شما از این ترید افزایش پیدا خواهد کرد.

علت این رخداد این است که حد ضرر شناور در راستا با قیمت بازار حرکت می کند و تا زمانی که قیمت رمز ارز در بازار به اندازه ی 10 دلار افزایش پیدا نکند سود شما ادامه دار و پوزیشن شما بسته نخواهد شد.

شیوه تعیین حد ضرر در بورس – حد ضرر یا همان استاپ لاس در سرمایه گذاری

شیوه تعیین حد ضرر در بورس

بسیاری از سرمایه گذاران بورسی و حتی سرمایه گذاران بازارهای مالی دیگر، در هنگام شروع سرمایه گذاری در بورس و سایر بازارها، حد ضرر و حد سود را برای معامله تعیین نمی کنند! این به زبان ساده یعنی نمی دانند که ار خرید و یا فروش آن دارایی چه انتظاراتی دارند و در واقع می خواهند به چه چیزی برسند! به همین خاطر باید قبل از خرید دارایی و به خصوص سهام در بازار بورس، حد ضرر و حد سود را برای خودمان مشخص کنیم و نسبت به آن تصمیم بگیریم. حال این که حد ضرر در بورس چیست و شیوه تعیین حد ضرر در بورس چگونه است و برای تعیین حد ضرر در بورس چه مواردی را باید در نظر داشت، در ادامه این مطلب راهنمای بورسی قصد داریم به آن پاسخ دهیم. به حد ضرر، استاپ لاس هم گفته می شود و اگر این مفهوم ساده را یاد بگیرید، دیگر برای تمامی سرمایه گذاری های خود می توانید از آن استفاده کنید. اگر دوست دارید شیوه تعیین حد ضرر در بورس رو یاد بگیرید، در ادامه با ما همراه باشید.

شیوه تعیین حد ضرر در بورس

در مقاله های پیشین سعی در جا انداختن مفهوم حد سود و حد ضرر داشتیم و در این مطلب قصد داریم تا به صورت تخصصی به این موضوع مهم بپردازیم که شیوه تعیین حد ضرر در معاملات بورس به چه صورتی است. در ابتدا باید گفت که روش ‌های بسیاری برای محاسبه حد ضرر در معامله وجود دارد. بعضی از این روش ‌ها با توجه به فاصله قیمتی از نقطه خرید سهام است و بعضی به وسیله اندیکاتورهای پرکاربرد بورس و ابزار تحلیل تکنیکال مشخص خواهند شد.

سرمایه ‌گذاران و فعالان بازارهای مالی به ویژه افراد تازه وارد به بازار بورس، حتما تجربه متحمل شدن ضرر در معامله بدون حد ضرر معاملات مختلفی را دارند، به همین خاطر همیشه امکان دارد ما سهمی را بخریم و پس از آن سهم گارد نزولی به خود بگیرد و متحمل ضرر شویم.

حال سوالی که تقریبا تمام سرمایه گذاران آن را در ذهن خود دارند، شیوه تعیین حد ضرر در بورس است. یعنی تا چه زمانی و چه قیمتی سهم مورد نظر را نگه‌ داری کنیم و یا برای فروش آن اقدام کنیم. چنانچه ما سهمی را خریدیم و قیمت آن کم شد، تا چه زمانی سهامداری کنیم (سهم را نگهداریم) و چه حد ضرری برای آن در نظر داشته باشیم؟ اگر این سوال برای شما نیز وجود دارد، این مقاله از سایت کد بورسی می تونه شما رو راهنمایی کنه.

در ابتدا در نظر داشته باشید که پرکاربردترین روش محاسبه و تعیین حد ضرر در بورس؛ تعیین حد ضرر ثابت ، حد ضرر مکانیکال و حدضرر تکنیکال و ترسیمی است که در ادامه به توضیح هر یک خواهیم پرداخت، ولی در ابتدا یک نگاهی به مفهوم حد ضرر در سرمایه گذاری می اندازیم.

مفهوم حد ضرر در بورس چیست؟

چنانچه قصد داشته معامله بدون حد ضرر باشیم برای حد ضرر یا حد توقف زیان تعریف ساده ای خدمت شما عرض کنیم باید بگوییم : وقتی قیمت سهام به حد ضرر تعیین شده رسید، سهام مورد نظر را باید به فروش رساند تا از ضرر بیشتر جلوگیری گردد.

در بازار بورس و به صورت کلی در سرمایه گذاری ، باقی ماندن در سهام بدون هیچ برنامه ‌ای و صبر کردن تا زمانی که ارزش سهام به قیمت مورد نظر ما برسد، ریسک بسیار زیادی را به همراه خواهد داشت، به خاطر این که همین کار می‌ تواند به از دست رفتن قسمت بزرگی از سرمایه ما منجر شود!

یک سرمایه گذار حرفه ای و موفق در بورس با بررسی کامل سهمی را می خرد و با احتیاط به تعیین حد ضرر و سود می پردازد و تحت شرایطی که سهام مد نظر به سود تعیین شده، رسید یا سهم به مقاومت خود برخورد کرد و از آن عبور کرد، آن سهم را نگه می دارد، اما چنانچه سهام بجای رشد، افت کرد و به حد ضرر رسید، بلافاصله باید از سهم خارج شد.

‌افرادی که معامله بدون حد ضرر در بازار بورس با مطالعه و شناخت در زمینه مد نظر و توجه به میزان سرمایه خود، سرمایه ‌گذاری را در دستور کار خود قرار می دهند مطمئنا برای خود، اهداف قیمتی تعیین کرده ‌اند و در واقع این اهداف می توانند شامل مواردی از جمله قیمت خرید، قیمت فروش، مقدار سود و مقدار زیان مورد انتظار باشد.

شیوه تعیین حد ضرر در بورس

در نهایت می توان گفت که برای سرمایه ‌گذاری در بورس بایستی ابتدا انتظارات خود را خرید و فروش یک سهم تعریف کنیم و به سوالاتی مانند زمان ورود یا خروج در یک سهم، سود مورد انتظار و میزان ضرری که حاضر به پذیرش آن هستیم و ظرفیت آن را داریم، جواب دهیم.

این در واقع یعنی این که تعیین حد ضرر ابزاری است که به سرمایه گذاران کمک خواهد کرد به موقع، محقق نشدن سود مد نظر را تشخیص داده و از ضرر بیشتر و یا ار بین رفتن سرمایه خود جلوگیری نمایند.

نکات طلایی در تعیین حد ضرر در بورس

  1. کاهش سود هم نوعی ضرر به حساب می آید، پس وقتی که قیمت سهام بالا رفت حد ضرر را نیز باید متناسب با قیمت افزایش داد، ولی باید یک رکن ار ارکان جابجایی حد ضرر حداقل وجود داشته باشد.‌
  2. حد ضرر یا حد توقف زیان به این معنی است که وقتی کاهش قیمت سهام به حد مشخص و تعیین‌ شده‌ای رسید، باید آن را بفروشیم تا از ضرر بیشتر جلوگیری کنیم.‌
  3. حد ضرر نباید بیش تر از ۱۰ درصد مبلغ خرید باشد و این یعنی بیش از ۱۰ درصد مبلغ خریدتان را نباید ضرر کنید.‌
  4. حد را نباید با فاصله خیلی زیاد یا خیلی کم از قیمت خرید تعیین کنید.
  5. چنانچه روند بازار و شاخص صعودی باشد بعد از رسیدن به حد سود بدون این که سهم را به فروش برسانیم، فقط حد را تعریف می ‌کنیم، اما چنانچه روند بازار نزولی و شاخص در حال اصلاح باشد، باید بعد از رسیدن به حد سود، یا به‌ صورت کامل از سهم خارج شویم یا این که قسمتی از سهام را با سود بفروشیم و برای مابقی، حد ضرر شناور تعیین کنیم.
  6. در تعیین حد ضرر، دیدگاه زمانی یک سرمایه ‌گذار اهمیت بسیاری دارد، به عنوان مثال تعیین حد برای معامله‌ های کوتاه مدت با تعیین حد برای معامله ‌های بلند مدت فرق می کند.
  7. یکی از مرسوم ترین اشتباه‌ ها تغییر حد ضرر بدون دلیل فنی و منطقی است. به این صورت که با نزدیک شدن قیمت به حد ضرر، معامله‌ گر به تغییر یا حذف آن اقدام خواهد کرد و منتظر کمتر شدن یا از بین رفتن زیان خواهد ماند. با این وجود که امکان دارد در مواردی این حرکت باعث جبران یا کمتر شدن زیان گردد، ولی در بلندمدت نتیجه ‌ای جز از بین رفتن برنامه و استراتژی سرمایه ‌گذاری ندارد.‌
  8. ‌وقتی مقاومت یک سهم شکسته شد و قیمت سهم در بالای محدوده مقاومتی تثبیت گردید، حد را روی مقاومت شکسته شده که حالا به‌ عنوان حمایت عمل می ‌کند، قرار دهید.
  9. در خریدهای میان‌ مدت و بلندمدتی، حد ضرر را روی محدوده حمایتی معتبر قرار دهید.
  10. در معاملات کوتاه ‌مدتی، حد ضرر را روی محدوده‌ حمایت در موج نزولی قبلی تعیین کنید.

۱) تعیین حد ضرر ثابت‌

در روش نخست که تعیین حد ضرر ثابت است، معامله‌ گر مقدار مشخصی را به ‌عنوان حد ضرر در نظر می ‌گیرد و وقتی که قیمت به آن نقطه رسید، برای فروش اقدام می نماید. در این روش به دو صورت حد ضرر را می توان محاسبه کرد.

الف ) تعیین مقدار ثابت عددی : در روش مقدار ثابت عددی، معامله ‌گر عدد ثابتی را به‌ عنوان حد ضرر مشخص می کند. برای ‌مثال حد ضرر ۲۰ تومانی را برای خرید خود تعیین می کند و هر زمان که قیمت سهم به اندازه ۲۰ تومان نسبت به قیمت خرید کم شد، برای فروش آن اقدام می کند.

ب ) تعیین مقدار ثابت درصدی : در این روش معامله‌ گر درصد ثابتی از قیمت خرید را برای محاسبه حد ضرر استفاده می کند و ‌وقتی که قیمت سهم از مبلغ درصدی تعیین شده کم تر شد، برای فروش اقدام خواهد کرد. برای مثال چنانچه سهمی را ۵۰۰ تومان بخریم و حد ضرر را ۱۰ درصد تعیین کرده باشیم، با رسیدن به قیمت ۴۵۰ تومان باید آن را به فروش برسانیم.

  • جالب است بدانید که از رایج ‌ترین محدوده‌ هایی که برای تعیین حد ضرر تعیین می شود، محدوده ۵ تا ۱۵ درصدی نسبت به قیمت خرید سهام است. البته این نکته را هم در نظر داشته باشید که محدوده کاملا یکسانی برای همه سرمایه‌ گذاران وجود ندارد، ولی معمولا بازه‌ در نظر گرفته ‌شده برای حد ضرر، بین ۵ تا ۱۵ درصد از قیمت خرید می باشد.
  • قانون ۸ درصدی ؛ بعضی از افراد بر این باورند اغلب سهامی که به خوبی و طبق تجزیه و تحلیل دقیق بنیادی و تکنیکال انتخاب شده باشد و در زمان و قیمت مناسب خریداری شده باشد، به‌ ندرت با کاهش درحد ۸ درصدی نسبت به قیمت خرید مواجه خواهد شد، پس هرگاه سهام شما بیش از ۸ درصد از قیمت خرید خود را از دست داد، باید برای فروش آن اقدام کنید و بدانید چیزی در استراتژی معاملاتی شما اشتباه در نظر گرفته شده است.
  • در دوران پس از خرید، رفتار سهم نسبت به کل بازار و صنعت باید مورد توجه قرار گیرد. اگر سهام شما در بازار در حال رشد، در جای خود باقی بماند، این می ‌تواند یک هشدار به حساب آید، پس اگر رشد سهام شما در مقایسه با رشد بازار ناچیز است، باید سهام را بار دیگر مورد مطالعه قرار دهید، حتی وقتی ‌که ۸ درصد از قیمت خرید شما پایین ­‌تر نیامده باشد، به خاطر این که داشتن چنین سهمی برای شما هزینه فرصت به ‌همراه دارد.

۲) تعیین حد ضرر مکانیکال

‌در شیوه های تعیین حد ضرر به شیوه مکانیکال برای محاسبه و تعیین نقطه ضرر، اندیکاتورها را مورد استفاده قرار می دهیم. در اینجا نگاهی مختصر به شیوه های مورد استفاده در این شیوه خواهیم داشت.

  1. میانگین متحرک (Moving Average) : ‌در این روش از میانگین متحرک که قیمت سهام را در یک دوره زمانی نمایان می سازد، استفاده می ‌گردد.
  2. روش پارابولیک سار (Parabolic SAR)‌ : در این روش ترسیم نمودار را برای محاسبه و تعیین حد ضرر مورد استفاده قرار می دهند.

‌۳) حد ضرر تکنیکال و ترسیمی

‌به منظور تعیین حد ضرر به این روش از ابزارهای ترسیم نمودار که در تحلیل تکنیکال در دسترس است، استفاده می ‌گردد. برای مطالعه کامل‌ تر این روش قادرید به کتب و منابع موجود در تحلیل تکنیکال مراجعه نمایید. کتاب تحلیل تکنیکال جان مورفی در این زمینه میتواند بهترین منبع باشد.

‌مبنای حد ضرر

‌از آن جا که قیمت آخرین معامله مدام در حال تغییر است، اغلب برای محاسبه حد ضرر، قیمت پایانی را مبنا قرار می­‌ دهند. البته بعضی اوقات سرمایه ‌گذارانی که با هدف نوسان ‌گیری وارد معامله می شوند، مبنای محاسبه خود را قیمت آخرین معامله می گذارند.‌

شیوه اعمال حد ضرر

جهت تعیین حد ضرر در یک معامله دو فاکتور حائز اهمیت را باید در نظر داشت؛ یکی از این عوامل حجم معامله و دیگری قیمت سهام محسوب می شود. اگر حجم معامله به مقدار تعیین شده برسد و قیمت از یک حد تعیین شده‌ ای کم تر شود، حد ضرر فعال خواهد شد، پس به عنوان مثل فعال شدن حد ضرر تنها رسیدن به حجم مشخصی یا رسیدن قیمت به محدوده حد ضرر کافی نبوده و این دو شرط باید به‌ شکل هم ‌زمان برقرار شود.

‌جابجایی حد ضرر به چه معناست؟

‌تغییر موقعیت حد ضرر به نقطه ای بالاتر یا پایین ‌تر، به معنی تعیین حد ضرر شناور یا متغیر است. برای مثال وقتی که یک سهم را روی قیمت ۳۰۰ تومان خریداری می کنیم، حد ضرر را برای آن در نقطه ۲۸۰ تومان قرار می ‌دهیم و اگر قیمت سهم افزایش پیدا کرد و به نقطه ۳۸۰ تومان رسید، حد ضرر را در نقطه بالاتری و به عنوان مثال روی قیمت ۳۵۰ تومان قرار می‌ دهیم.

به این فرآیند تغییر حد ضرر باتوجه به روند قیمت سهام می گویند. ولی به صورت کلی سعی کنید اگر به دنبال اهداف کوتاه مدت در سهم هستید، به حد ضرر و حد سود تعیین کرده پایبند باشید و هیچ زمان طمع نکنید تا حد سود را نادیده بگیرید و از سهم خارج نشوید و حد ضرر را هم بالاتر بیاورید ولی روند سهم به یک باره نزولی شود! پس حواستان به این نکته باشد.

شیوه تعیین حد ضرر در بورس

عوامل موثر در حد ضرر معاملات بازار بورس

  • تغییرات انتظارات از سهم
  • وضعیت کلی بازار بورس
  • تاریخچه نوسانات آن سهم
  • خصوصیات فردی و روحی سرمایه گذار سهام
  • خطوط مقاومت و حمایت قیمتی سهم
  • مقدار ریسک و میزان سرمایه
  • تغییر اهداف زمانی سرمایه گذاری (کوتاه مدت، میان مدت یا بلند مدت)

نتیجه گیری نهایی و کلام آخر

در این مطلب آموزشی رایگان سعی داشتیم تا نکاتی را درباره مفهوم و اهمیت تعیین حد ضرر و شیو‌ه‌ های محاسبه آن و همین طور نکاتی که در تعیین حد ضرر باید مورد توجه سرمایه ‌گذاران قرار گیرد، عنوان کنیم.

‌همان‌ طور که پیش تر هم بیان شد، تعیین حد ضرر در بازار بورس با توجه به روند بازار، نوع سهام، رفتار سرمایه‌ گذار و ریسک‌ پذیری او فرق دارد و هیچ قانون و اصول کلی در این خصوص وجود ندارد، ولی نکاتی وجود دارد که به سرمایه ‌گذار برای تعیین حد زیان موثر و منطقی و انجام معاملات حرفه ‌ای کمک می کند که به برخی از این موارد اشاره داشتیم.

تعیین حد ضرر از سوی سرمایه گذار بعضی وقت ها حتی از خود معاملات هم مهم تر است و عدم تعیین حد ضرر به معنی نداشتن برنامه و عدم ‌مدیریت سرمایه به حساب می آید.

وقتی که برای معامله ‌ای حد ضرر تعیین کردید و فعال شد، در صورتی ‌که قیمت سهام افزایش یافت، از قرار دادن حد ضرر پشیمان نشوید، ولی اگر تعداد زیادی از حد ضررهای شما فعال می‌ شود و قیمت سهام رو به افزایش می ‌رود، به این معنی است که باید در سیستم معاملاتی و استراتژی خود بازبینی داشته باشید و حد ضرر خودتان را در نقطه قیمتی بهتری قرار دهید.

نکته مهم این است که باید همیشه به حدضرر تعیین شده پایبند باشید.

در یک معامله حد ضرر نباید بیشتر از ۲ درصد کل سرمایه شما باشد.

دلایل جابجایی حد ضرر در بورس را هم برای شما گفتیم ولی حد ضرر را با نزدیک شدن قیمت سهم به آن به هیچ عنوان جابجا نکنید.

همیشه سعی کنید حد ضرر را زیر یک حمایت مهم قیمتی قرار دهید.

برای هر معامله نسبت حد سود به حد ضرر باید بیش از ۲ باشد، یعنی این که اگر حد ضرر سهمی ۳ درصد است باید حد سود آن بیش از ۶ درصد یا برابر ۶ درصد در نظر گرفته شده باشد.

زمانی که در معامله ای حد ضرر در نظر گرفتید و فعال شد، هرگز از روش معاملاتی خود نا امید نشوید. نکته حائز اهمیتی که در این خصوص باید در نظر داشته باشید این است که اگر تعداد حد ضررهایی که قرار می دهید و فعال می ‌شود زیاد است، باید یک بازبینی کلی در روش معاملاتی و استراتژی قیمتی خود صورت دهید.

امیدواریم که نهایت استفاده رو برده باشید. هر گونه سوال و یا ابهام در خصوص شیوه تعیین حد ضرر در بورس داشتید، از بخش ارسال نظرات از من و همکارانم بپرسید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.