درک مفهوم سود ناخالص


۱ اقتصادی

بررسی عوامل تعیین کننده حاشیه سود خالص(اسپرد)در بانکهای خصوصی ایران (رهیافت پنل دیتا)

میزان تفاوت نرخ سود بانکی در نظام بانکی هر کشوری به منزله ی درجه ی کارایی آن نظام است .این نرخ از تفاوت بین نرخ سود دریافتی از تسهیلات و نرخ سود پرداختی به سپرده گذاران بدست می آید.هدف اصلی این پژوهش اندازه گیری میزان تفاوت نرخ سود بانکی(اسپرد) و ارزیابی عوامل موثر بر تغییرات آن در بانکهای خصوصی شامل:پاسارگاد،پارسیان،سینا،سرمایه،شهر،اقتصاد نوین،سامان و کارآفرین طی دوره1392-1388 می باشد. جهت بررسی اثرات سه گروه متغیر مستقل درون بانکی(شامل نسبت های سپرده های دیداری ،بازده داراییها، ریسک اعتباری و هزینه های عملیاتی )،صنعت بانکداری(نسبت سپرده قانونی، سهم بازار ،شاخص تمرکز بازار (hhi) و اقتصاد کلان(تورم،نرخ رشد اقتصادی) بر روی حاشیه ی سود خالص( اسپرد) ، الگوهای پنل اقتصاد سنجی مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج الگوهای برآورد شده نشان می دهد که از نه متغیر مستقل تعریف شده در الگو تنها چهار متغیر که عبارتند از نسبت هزینه های عملیاتی ،سهم بازار ،رشد اقتصادی و نرخ تورم معنا دار هستند.که از این میان نسبت هزینه های عملیاتی بیشترین تاثیر را بر تغییرات حاشیه سود داشته است. از بین متغیر های یاد شده ،متغیرهای نسبت هزینه های عملیاتی ،سهم بازار و نرخ تورم تاثیر مثبت و معنادار و نرخ رشد اقتصادی تاثیر معکوس و معنادار بر حاشیه سود دارد.

منابع مشابه

بررسی عوامل مؤثر بر ورشکستگی با به بهره‌گیری از کارایی به عنوان یک متغیر پیش‌بینی کننده مبتنی بر رهیافت پنل دیتا لاجیت

ورشکستگی یکی از موضوعات مهم در ادبیات مالی است. با بررسی عوامل مؤثر بر ورشکستگی، می­توان اطلاعات مفیدی در اختیار دولت، بانک مرکزی، بانک­ها، مؤسسات مالی، اعتباردهندگان، سرمایه­گذاران بازار سرمایه و پیش­بینی کنندگان ورشکستگی قرار داد. در مقاله­ی حاضر ابتدا به تفاوت بین دو مفهوم ورشکستگی و درماندگی مالی می­پردازیم؛ سپس متغیر کارایی از روش تحلیل پوششی داده­ها محاسبه شده و به­عنوان متغیر توضیحی در ک.

بررسی و تعیین کارایی بانکهای دولتی و خصوصی و عوامل موثر بر کارایی آنها

هدف این مقاله برآورد کارایی صنعت بانکداری در ایران و سنجش عوامل موثر بر آن می باشد. در این تحقیق از اطلاعات ده بانک دولتی، شامل شش بانک تجاری غیر تخصصی دولتی و چهار بانک تخصصی دولتی و چهار بانک خصوصی برای دوره زمانی 86 تا 82 استفاده گردیده است و با در نظر گرفتن بانک به عنوان واسطه و بکارگیری شیوه پارامتری SFA و تابع سود کاب داگلاس به رتبه بندی کارایی پرداخته شده است. متغیرهای تسهیلات، سرمایه گذ.

بررسی عوامل مؤثر بر حاشیه نرخ سود بانک‎ها در ایران

حاشیه نرخ سود بانکی از عناصر تعیین‌کننده در مدیریت منابع و مصارف بانک‎ها است که تجزیه‌وتحلیل و بررسی عوامل مؤثر بر آن می‌تواند برای مدیریت بانک‎ها درک صحیحی از وضع موجود برای برنامه‎ریزی آتی را فراهم آورد. تفاوت میان سود دریافتی بابت تسهیلات اعطایی و سود پرداختی به سپرده‎های بانکی، حاشیه نرخ سود بانکی نامیده می‌شود. هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر حاشیه نرخ سود بانک‎های دولتی (ملی‎،‎ سپه.

تحلیل حاشیه سود (اسپرید) بانکهای تجاری ایران با تاکید بر رقابت پذیری و ریسک اعتباری

با توجه به اهمیت بازار پول در اقتصاد ایران، این مطالعه می‌کوشد عوامل موثر بر حاشیه سود بانکی را با تاکید بر ساختار بازار و ریسک اعتباری مورد بررسی قرار دهد. روش پژوهش مبتنی بر اقتصادسنجی داده‌های تابلویی است که مشتمل بر 13 بانک تجاری در سال‌های 1385-1392 می‌باشد. یافته‌های برآمده از تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که متوسط حاشیه سود در بانک تجاری ایران برابر با 1/4 درصد است. همچنین شاخص تمرکز، وجود س.

بررسی عوامل موثر بر صادرات زعفران ایران به کشورهای بریکس (رهیافت پانل دیتا)

تحلیل عوامل موثر بر صادرات به‌ویژه در ارتباط با بازارهای جدید در بخش کشاورزی یکی از مهم‌ترین عوامل موثر بر رشد و توسعه صادرات محصولاتی مانند زعفران است. تحقیق حاضر درک مفهوم سود ناخالص باهدف بررسی عوامل اثرگذار بر صادرات زعفران ایران به کشورهای بریکس انجام‌یافته است. برای این منظور مدل داده‌های پانل در دوره زمانی 2015-1990 به کار گرفته‌شده است. نتایج برآورد الگوی تصادفی نشان می‌دهد که تولید ناخالص داخلی کشورهای بری.

بررسی موانع و مشکلات توسعه بانکهای خصوصی در ایران

براساس ماده 98 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، زمینه فعالیت بانکهای خصوصی در کشور فراهم شد. مطالعه عملکرد این بانکها طی سالهای برنامه نشان دهنده رشد قابل توجه آنها در مورد جذب سپرده و اعطای تسهیلات است. همچنین تأییدکننده نقش فعال بانکهای خصوصی در ارائه خدمات الکترونیک و استفاده از شیوه های بین المللی ارائه خدمات بانکی است. به رغم نیاز اقتصاد کشور به چنین نهادهایی شاهد عدم توسعه کافی بانکهای خ.

منظور از EPS و DPS چیست و چه کاربردی دارند؟

منظور از EPS و DPS چیست و چه کاربردی دارند؟

سود هر سهم (EPS) یکی از مهم ترین ملاک ها برای تعیین قیمت سهم و در نتیجه انتخاب آن است. در محاسبه نسبت P/E نیز می توان نقش درک مفهوم سود ناخالص برجسته EPS را مشاهده کرد. P/E نسبتی است که برای ارزش گذاری یک سهم از سود آن کمک گرفته و چشم اندازی برای رشد سهم در آینده بدست می دهد. در واقع P/E بیان می کند که هر سرمایه گذار به ازای یک ریال سودی که دریافت می کند، حاضر است چند ریال هزینه کند یا در تفسیری دیگر P/E تعداد سال هایی است که طول می کشد تا سرمایه فرد از طریق بازدهی هایی که کسب کرده، برگردد. بدین ترتیب با توجه به جایگاهی که EPS و DPS در تحلیل یک سهم دارد، مفهوم، انواع و تفاوت آن‌ها را در این مقاله بررسی درک مفهوم سود ناخالص می کنیم.

سود هر سهم یا EPS چیست؟

EPS مخفف عبارت Earning Per Share و به معنای سود هر سهم است. هر شرکت ملزم به تهیه لیستی از درآمد ها و هزینه های خود می باشد که به این لیست صورت سود و زیان گفته می شود و باید به صورت فصلی ارائه شود. فرمول EPS به این شکل است که اگر در این لیست، هزینه ها و مالیات را از درآمد شرکت کسر کنیم، سود خالص بدست می آید. حال اگر این سود را بر تعداد کل سهام شرکت تقسیم کنیم، مقدار سود به ازای هر سهم یا همان EPS را خواهیم داشت.

برای درک مفهوم سود ناخالص درک بهتر مفهوم EPS به مثال زیر توجه کنید.

EPS چیست؟

این تصویر بخشی از صورت سود و زیان یک شرکت است. همانطور که مشاهده می کنید، سود (زیان) خالص این شرکت 29,164,694 ریال است. با توجه به این که این شرکت در مجموع 14,252 سهم دارد، داریم:

فرمول EPS

بنابراین سود هر سهم یا EPS همانطور که در تصویر آمده است، برابر با 2046 ریال می باشد.

سود یا EPS پیش بینی شده چیست؟

تا چند سال قبل، شرکت ها موظف بودند در گزارشی که در ابتدای سال مالی به سازمان بورس ارائه می کنند، یک پیش بینی برای سود هر سهم بر اساس عملکرد خود در سال گذشته نیز ارائه دهند که به آن EPS پیش بینی شده می گویند.

همانطور که از کلمه پیش بینی مشخص است، این EPS عددی است که بر اساس روش های شبیه سازی عملکرد شرکت در سال های گذشته بدست آمده است. پس هیچ قطعیتی برای آن وجود ندارد و ممکن است مقدار EPS که در پایان سال مالی بدست می آید بیشتر، برابر و یا کمتر از EPS پیش بینی شده باشد.

به دلیل این که برخی از شرکت ها گاهی EPS پیش بینی شده را غیر واقعی برآورد می کردند و این امر باعث گمراهی تحلیلگران می شد، اکنون چند سالی است که سازمان بورس شرکت ها را از ارائه سود پیش بینی شده برحذر داشته است.

سود یا EPS تعدیل شده چیست؟

همانطور که گفته شد، صورت های مالی شرکت ها باید به صورت دوره ای ارائه شوند. مقدار EPS در یکی از این صورت ها بنام صورت سود و زیان گزارش می شود. در هر دوره با توجه به شرایط اقتصادی، سیاسی و قوانین و مقررات، ممکن است سود محقق شده شرکت ها در فصول مختلف دستخوش تغییراتی شود. به سود هر سهم که در هر دوره از سال مالی بر اساس تغییرات جدید بدست می آید، EPS تعدیل شده می گویند.

در اینجا با توجه به این که شرکت یک یا چند فصل از سال مالی خود را پشت سر گذاشته است، بخشی از داده هایی که برای محاسبه EPS تعدیل شده استفاده می شود، هم اکنون در دسترس هستند. پس می توان از داده های واقعی و داده های برآورد شده در کنار هم استفاده کرد.

هر چه به انتهای سال مالی شرکت نزدیک تر شویم، مقدار EPS تعدیل شده به سود تحقق یافته هر سهم نزدیک تر خواهد شد زیرا داده های واقعی بیشتری از عملکرد شرکت در دسترس است و برآورد EPS آسان تر خواهد بود.

سود یا EPS تحقق یافته چیست؟

اکنون فرض کنید سال مالی شرکت به پایان رسیده است. در این زمان مدیران و حسابداران شرکت به بررسی آنچه در این سال رخ داده، می پردازند و پس از محاسبه درآمد و هزینه های شرکت، مقدار واقعی سود هر سهم را بدست می آورند. این سود همان EPS تحقق یافته است. در نسبت P/E معمولا از EPS تحقق یافته استفاده می شود.

EPS می تواند بر قیمت سهام شرکت تاثیر بگذارد به همین دلیل همیشه مورد توجه سرمایه گذاران بوده است و با بررسی آن می توانند مبنای درستی برای قیمت سهام شرکت بدست آورند. لازم به ذکر است که چون EPS تحقق یافته در پایان سال مالی شرکت بدست می آید، اثر آن قبلا در قیمت سهام لحاظ شده است.

EPS را از کجا پیدا کنیم؟

می‌دانیم خلاصه‌ی عملکرد شرکت‌ها در متغیر EPS بازتاب می‌یابد و سهامداران برای مشاهده EPS مربوط به شرکت‌ها، ناچار هستند که به سامانه کدال رجوع نموده و چه بسا میان خِیل عظیمی از صفحات و گزارش‌ها سردرگم می‌شوند. در همین‌خصوص، شما می‌توانید با نصب نسخۀ جدید اپ سیگنال EPS تمامی شرکت‌ها را داشته باشید.

ما EPS تمامی شرکت ها را به شکل جداگانه و برای هر فصل محاسبه نموده‌ایم و همان را در مقایسه با دوره‌های مشابه سال گذشته نیز به تصویر کشیده‌ایم تا امکان مقایسه عملکرد شرکت‌ به نسبت تاریخچه آن نیز مهیا باشد.
همه‌ی این موارد را صرفا در یک نمودار و به طور خلاصه می‌توانید از نرم‌افزار سیگنال به راحتی مشاهده نمائید. برای این‌کار، کافی است نماد مورد نظر خود را در سیگنال جستجو نموده و در صفحه‌ی مربوطه روی سربرگ «شاخص‌ها» کلیک نمائید تا نمودار مزبور به نمایش گذاشته شود.

به عنوان مثال نمودار مربوطه به EPS نماد فولاد در نرم‌افزار به شکل زیر است:

علاوه بر این، EPS هر شرکت در صورت سود و زیاد آن نیز نمایش داده می شود. صورت های مالی شرکت ها را می توانید در سایت codal.ir پیدا کنید. در تصویر زیر بخشی از صورت مالی یک شرکت که شامل EPS است، نشان داده شده است.

جدول EPS

سود هر سهم در مدل TTM

همانطور که گفته شد از دی ماه سال 96 به بعد مصوبه‌ای در سازمان بورس به تصویب رسید که طبق آن شرکت‌ها مجاز به انتشار گزارش‌های پیش‌بینی عملکرد خود نبودند و هرگونه آثار مالی احتمالی در عملیات شرکت را مجبور بودند در گزارش جداگانه‌ای تحت عنوان گزارش تفسیری مدیریت و یا در قالب شفاف‌سازی ارائه کنند.

بنابراین برای گزارش EPS در سایت TSETMC از روش دیگری به نام TTM که مخفف کلمه Trailing Twelve Months است، استفاده می‌شود. اما منظور از EPS به روش TTM چیست؟ بر طبق الزامات سازمان بورس، شرکت‌های بورسی ملزم هستند تا در هر دوره سه ماهه صورت‌های مالی خود را گزارش نمایند.

برای درک بهتر این روش فرض کنید شرکتی در سال 98، 70 میلیون تومان سود ساخته است و سود سه ماه اول سال 98 این شرکت 20 میلیون تومان بوده است، حالا فرض کنید بعد از گذشت سه ماه از سال 99 این شرکت 30 میلیون تومان سود بسازد این 30 میلیون تومان جایگزین سود برآورده شده در سه ماه اول سال 98 (یعنی همان 20 میلیون تومان می‌گردد) و مجموع سود سه ماه اول سال 99 (30 میلیون تومان) به اضافه 9 ماه آخر سال 98 (50 میلیون تومان که از کسر کردن سود سه ماه اول 98 از کل سود سال 98 بدست آمده) که می‌شود عدد 80 میلیون تومان برابر با سود 12 ماهه آن شرکت تا سومین ماه سال 99 است. بعد از تقسیم این عدد بر تعداد سهام شرکت EPS بدست می‌آید که به این روش محاسبه سود TTM گفته می‌شود.

EPS منتشر شده در سایت TSETMC، با استفاده از این روش محاسبه می‌شود.

DPS یا سود نقدی چیست؟

DPS مخفف عبارت Dividend Per Share است و به آن بخشی از EPS گفته می شود که بین سهام داران توزیع می شود. DPS در واقع زیر مجموعه ای از EPS است و معمولا مقدار آن از EPS کمتر است. مقدار دقیق DPS در مجمع عادی سالیانه شرکت مشخص می شود.

با توجه به سیاست های شرکت، مقدار DPS در شرکت های مختلف متفاوت است. ممکن است شرکتی بخش عمده ای از EPS خود را بین سهام داران توزیع کند اما شرکت دیگری DPS کمی به سهامداران تخصیص دهد و عمده EPS خود را در قالب سود انباشته برای پروژه های پیش رو مانند طرح های توسعه یا سرمایه گذاری و غیره صرف کند.

اما وجه مشترک تمام شرکت ها در توزیع DPS این است که معمولا هیچ شرکتی تمام EPS خود را بین سهام داران توزیع نمی کند و مقداری از آن را برای نیاز های پیش بینی نشده خود در آینده نگه می دارد. گاهی اوقات شرکت علاوه بر DPS سال مالی جاری، بخشی از سود انباشته سال گذشته را نیز بین سهامداران توزیع می کند. در اینجا ممکن است مقدار DPS از EPS بیشتر شود. شاید دریافت سود بیشتر برای سهامدار جذاب بنظر برسد اما باید توجه داشت که دریافت DPS بالاتر در این حالت معمولا نشانه خوبی نیست. زیرا سود انباشته ای که از سال گذشته توزیع می شود همان سودی است که برای انجام پروژه ای نزد شرکت باقی مانده است. پس این مورد می تواند نشانه ای از بی نظمی در برنامه های شرکت باشد.

DPS چگونه به دست سهام داران می رسد؟

هر شرکت شرایط و زمان دریافت DPS خود را در اطلاعیه ای منتشر می کند و سهامداران موظفند در مهلت تعیین شده نسبت به دریافت سود نقدی سهام خود اقدام کنند.

این اطلاعیه ها را می توانید در قالب “گزارش پرداخت سود” در سایت codal.ir مشاهده کنید. همچنین تمام اطلاعیه های مربوط به نماد های خود را می توانید در درگاه ذینفعان بازار سرمایه نیز مشاهده کنید. برای آشنایی با این درگاه مقاله «سامانه سجام چیست و ثبت نام در سجام چه مزایایی دارد؟» را در سایت سیگنال مطالعه کنید.

در شکل زیر یک نمونه از گزارش پرداخت سود را مشاهده می کنید.

DPS چگونه به دست سهام داران می رسد؟

سوالات متداول

به تمام سهام دارانی که در روز برگزاری مجمع مالک بخشی از سهام شرکت هستند، DPS تعلق می گیرد.

اگر سهامدار درک مفهوم سود ناخالص پس از برگزاری مجمع سهام را بفروشد اما هنوز DPS را دریافت نکرده باشد، آیا باز هم سود متعلق به اوست؟

بله، تنها ملاک دریافت سود این است که سهامدار در روز مجمع، مالک سهام شرکت باشد. حتی اگر سهام دار مذکور یک روز قبل از برگزاری مجمع سهام را خریده باشد و یک روز پس از برگزاری مجمع سهام را بفروشد.

بر اساس قوانین، شرکت ها موظفند حداکثر تا 8 ماه پس از مشخص شدن مقدار DPS، آن را دراختیار سهامداران قرار دهند. اما باز هم این زمان می تواند بر اساس سیاست های شرکت متغیر باشد. برای آشنایی بیشتر با این زمان بهتر است عملکرد شرکت در گذشته بررسی شود.

انواع اندوخته ها در حسابداری

اندوخته بخشی از سود خالص هر شرکت است که به دلیل الزامات قانونی، تصمیمات هیئت مدیره یا مجامع عمومی شرکتها، برنامه‎های توسعه شرکت و … کنار گذاشته می‎شود. با کنار گذاشتن سود خالص عملا سود قابل تقسیم کمتری بین سهامداران توزیع شده و جلوی خروج منابع از شرکت گرفته می‎شود و باعث می‌گردد طلبکاران اطمینان بیشتری به وصول مطالبات خود داشته باشند. برای درک بهتر اندوخته، تعریف سود خالص و سود قابل تقسیم را که در قانون تجارت کشور وجود دارد مشاهده می‎کنید:

تعریف سود خالص (ماده ۲۳۷ قانون تجارت): سودخالص شرکت در هر سال مالی عبارتست ازدرآمدحاصل در همان سال مالی منهای کلیه هزینه هاو استهلاکات وذخیره ها

تعریف سود قابل تقسیم (ماده ۲۳۹ قانون تجارت): سودقابل تقسیم عبارتست ازسودخالص سال مالی شرکت منهای زیانهای سالهای مالی قبل واندوخته قانونی مذکوره در ماده ۲۳۸وسایر اندوخته های اختیاری بعلاوه سودقابل تقسیم سالهای قبل که تقسیم نشده است.

انواع اندوخته‎ها:

اندوخته‎ها به طور کلی به دو دسته اجباری و اختیاری تقسیم می‎شوند. اندوخته اجباری اندوخته‎ای است که بر اساس الزام قانون تجارت باید در نظر گرفته شود و در نظر نگرفتن آن غیر قانونی است. اما در نظر گرفتن سایر اندوخته‎ها فارغ از اینکه چه نوع اندوخته ای هستند اجبار و الزام قانونی ندارد و افراد با تصمیم یا اختیارات خود آن را در نظر می‎گیرند. در نظر نگرفتن این نوع اندوخته مشکل قانونی ایجاد نمی‎کند.

۱- اندوخته اجباری:

تنها اندوخته‎ای که در این دسته قرار می‎گیرد اندوخته قانونی است. دلیل اجباری بودن این اندوخته ذکر آن در ماده ۱۴۰ قانون تجارت کشور است. بر اساس ماده ۱۴۰ قانون تجارت هیئت مدیره مکلف است هرسال یک بیستم از سودخالص شرکت رابعنوان اندوخته قانونی موضوع نماید. مواردی که باید در مورد اندوخته قانونی در نظر گرفته شود به شرح زیر است:

الف- در نظر گرفتن اندوخته قانونی در صورت وجود سود خالص اجباری است

ب- پس از اینکه مبلغ اندوخته قانونی به یک دهم سرمایه شرکت (۱۰%) رسید در نظر گرفتن آن اختیاری است

پ- در صورت افزایش سرمایه شرکت، باید تا رسیدن مقدار اندوخته به ۱۰% سرمایه جدید، اندوخته قانونی در هر سال در نظر گرفته شود

ت- انتقال اندوخته قانونی به سرمایه ممنوع است

ث- هر تصمیمی که بر خلاف ماده ۱۴۰ قانون تجارت گرفته شود باطل است

ج- در قانون محدودیتی بابت زمینه مصرف اندوخته قانونی وجود ندارد و شرکت می تواند برای فعالیت‎های متفاوتی از آن استفاده کند.

۲- اندوخته‎های اختیاری:

تمام اندوخته‎های دیگر به دلیل اینکه اجبار و الزام قانونی برای در نظر گرفتن آن وجود ندارد و فقط بر اساس تصمیمات اشخاص در نظر گرفته می‎شود در این گروه قرار می‎گیرد. البته ممکن است این تقسیم بندی در منابع دیگر وجود نداشته باشد. برخی از مهمترین اندوخته‎هایی که وجود دارد به شرح زیر است:

۲-۱- اندوخته احتیاطی: این نوع اندوخته با پیش بینی موارد احتمالی در آینده کنار گذاشته می‎شود. این اندوخته محدودیت مشخصی ندارد و مجمع عمومی شرکت می‎تواند مقدار آن را تعیین کند.

۲-۲- اندوخته توسعه و تکمیل: این اندوخته با هدف گسترش فعالیت‎های شرکت‎ها در نظر گرفته می‎شود. مواردی مانند خرید تجهیزات تولید و … را می‎توان از اهداف کنار گذاشتن این اندوخته در نظر گرفت.

۲-۳- سایر انواع اندوخته: اندوخته‎های دیگری هم وجود دارند که شرکت‎ها آن را در نظر می‎گیرند.

حاشیه عملیاتی چیست؟

حاشیه عملیاتی یک نرخ سودآوری است که با جدا کردن هزینه‌های عملیاتی و غیر عملیاتی یک کسب‌و‌کار، سود خالص آن را محاسبه می‌کند. این مقاله فرمول محاسبه آن و مثال‌هایی را برای درکِ بهترِ این مفهوم آموزش می‌دهد. همچنین با اهمیت حاشیه سود در کسب‌و‌کار و اشکالات موجود در آن آشنا خواهید شد.

حاشیه عملیاتی، معادلِ درآمد عملیاتی تقسیم بر درآمد است. حاشیه عملیاتی یک نرخ سودآوری است که درآمد به دست آمده پس از تامین هزینه‌‌های عملیاتی و غیرعملیاتی یک کسب‌‌وکار را تعیین می‌‌کند. به عنوان بازده فروش نیز شناخته می‌‌شود‌‌، درآمد عملیاتی مبنای مقدار نسبت فروش تولید شده‌‌ای است که پس از پرداخت تمام هزینه‌‌های عملیاتی باقی می‌‌ماند.

اقتصادی

اقتصادی

در مثال بالا، به وضوح می توانید ببینید که چگونه به حاشیه عملیاتی سال ۲۰۱۸ برای این شرکت دست پیدا می‌‌کنند. سال ۲۰۱۸ با درآمد ۵ میلیون دلار شروع می شود، که منهایCOGS برابر با ۲۵/۳ میلیون دلار، سود ناخالص ۷۵/۱ میلیون دلار را نتیجه می‌‌دهد.

از آنجا، ۳/۱ میلیون دلار دیگر از هزینه‌‌های کلی فروش و اداریSG & A کسر می‌شود تا درآمد عملیاتی ۵۰۰/۴۳۷ دلار بدست آید.

با در نظر گرفتن ۵۰۰/۴۳۷ دلار و تقسیم آن بر ۵/۰ میلیون دلار به حاشیه عملیاتی ۸/۸ درصد می‌‌رسید.

فرمول حاشیه عملیاتی چیست؟

1 اقتصادی

۱ اقتصادی

شرکت دی‌‌تی کلینتون منیوفکچرینگ (DT Clinton Manufacturing ) در صورت‌‌حساب درآمد سالانه در سال ۲۰۱۵، درآمد کل خود را برابر با ۱۲۵ میلیون دلار گزارش کرد. درآمد عملیاتی قبل از مالیات، پس از کسر تمام هزینه‌‌های عملیاتی برای سال، ۴۵ میلیون دلار خالص است. در نتیجه پس از کسر تمام هزینه‌‌های عملیاتی معادلِ ۸۰ میلیون دلار، یک حاشیه عملیاتی ۳۶٪ به دست آمد. از این رو، برای هر دلار در فروش به دست آمده، ۳۶/۰ سنت به عنوان سود عملیاتی نگه داشته می‌‌شود.

درآمد عملیاتی چیست؟

درآمد عملیاتی، سود کسب‌‌وکار پس از کسر تمام هزینه‌‌های عملیاتی از درآمد فروش یا درآمد کل است. درآمد عملیاتی نشان‌‌دهنده این است که یک شرکت از عملیات اصلی خود و جدا از سایر منابع درآمد که ارتباط مستقیمی با فعالیت‌های اصلی کسب‌‌وکار اصلیش ندارد، چقدر به دست می‌‌آورد.

این کار تصویری از سودمند بودن یا نبودن شرکت، پیش از بررسی اقلام غیرمستقیم، به سرمایه‌‌گذاران و طلبکاران ارائه می‌دهد.

درآمد کل فروش چیست؟

درآمد فروش کل یا فروش خالص مبلغ پولی است که از فروش کالاها و خدمات به مشتریان کسب‌‌وکار، صرف نظر از عودت کالا و تخفیف‌‌ها / امتیازات ارائه شده به مشتریان، به دست می‌‌آید. درآمد کل فروش می‌‌تواند به صورت فروش نقدی یا فروش اعتباری تحقق یابد.

چرا حاشیه سود در کسب‌‌وکار مهم است؟

کسب‌‌وکاری که بیشتر از اینکه در عملیات خود ضرر کند، قادر به تولید سود عملیاتی باشد، نشانه مثبتی برای سرمایه‌‌گذاران بالقوه و طلبکاران موجود خواهد بود. این یعنی که حاشیه عملیاتی این شرکت برای سهامداران و خدمات وام پیوسته برای وام‌‌دهندگان، تولید ارزش می‌‌کند. هرچه حاشیه‌‌ی یک شرکت بالاتر باشد، ریسک مالی کمتری دارد.

افزایش مداوم در حاشیه سود در طول زمان نشان می‌‌دهد که سودآوری در حال بهبود است. این افزایش ممکن است به کنترل کارآمد هزینه‌‌های عملیاتی یا عوامل دیگری که بر افزایش درآمدها نظیر قیمت‌‌گذاری، بازاریابی و افزایش تقاضای مشتری تاثیر درک مفهوم سود ناخالص درک مفهوم سود ناخالص می‌‌گذارند، مربوط باشد.

اشکالاتی که در حاشیه/سود عملیاتی وجود دارد

سود عملیاتی معیار حسابداری است و بنابراین لزوما شاخصی از ارزش اقتصادی و یا جریان نقدینگی نیست. سود شامل چندین هزینه غیرنقدی مانند استهلاک دارایی‌‌های ملموس و غیرملموس، جبران خسارت بر مبنای سهام و غیره است. سود عملیاتی شامل هزینه‌‌های سرمایه و تغییرات در سرمایه در گردش نمی‌شود.

در مجموع، این موارد مختلف که مشمول و مستثنی می‌‌شوند، می‌‌توانند موجب شوند که ایجاد جریان نقدینگی (گرداننده نهایی ارزش یک کسب‌‌وکار) بسیار متفاوت (بالاتر یا پایین‌‌تر) از سود عملیاتی باشد.

حاشیه فروش چیست؟ چگونه آن را محاسبه کنید و چرا شما به آن نیاز دارید؟

چگونه شرکتها از حاشیه فروش استفاده می کنند؟

حاشیه فروش چیست؟ چگونه آن را محاسبه کنید و چرا شما به آن نیاز دارید؟

حاشیه فروش چیست؟ چگونه آن را محاسبه کنید و چرا شما به آن نیاز دارید؟

وقتی شرکتی را اداره می کنید، بدیهی و مهم است که بدانید تجارت شما چقدر سودآور است. بسیاری از رهبران به حاشیه سود نگاه می کنند، مبلغ درآمد حاصل از فروش که از هزینه ها بیشتر می شود، را اندازه گیری می کنند. اما اگر می خواهید درک کنید که چگونه یک محصول خاص به سود شرکت شما کمک می کند، باید به حاشیه فروش نگاه کنید.برای درک بیشتر در مورد چگونگی عملکرد حاشیه فروش، من با جو نایت، نویسنده HBR Tools: ارزیاب کسب و کار و مؤسس و مالک business-literacy.com گفتگو کردم، که می گوید: “این یک ابزار تجزیه و تحلیل مالی مشترک است که توسط مدیران خیلی خوب درک نمی شود. “

حاشیه فروش

حاشیه فروش چیست؟

نایت هشدار می دهد که این اصطلاحی است که از بسیاری جهات قابل تفسیر و استفاده است، اما تعریف استاندارد این است: هنگامی که شما محصولی را تهیه می کنید و یا خدمات ارائه می دهید و هزینه متغیر تحویل آن محصول را کسر می کنید، درآمد باقیمانده حاشیه فروش است. نایت توضیح می دهد که این یک روش متفاوت برای مشاهده سود است. در مورد چگونگی عملکرد صورت های درآمد شرکت فکر کنید: شما برای بدست آوردن حاشیه فروش ناخالص، تفریق هزینه های عملیاتی را برای بدست آوردن سود عملیاتی، با درآمد، تفریق هزینه های فروخته شده (COGS) شروع می کنید و سپس مالیات، بهره و هر چیز دیگری را به دست می آورید تا سود خالص کسب کنید. اما، نایت توضیح می دهد، اگر محاسبه حاشیه فروش یک کالا را متفاوت انجام دهید، با در نظر گرفتن هزینه های متغیر (بیشتر در مورد چگونگی انجام این کار در زیر آمده است)، حاشیه فروش را بدست می آورید. نایت می گوید: “ حاشیه فروش درآمد کل، درآمد پس از هزینه های متغیر برای تأمین هزینه های ثابت و تأمین سود برای شرکت را به شما نشان می دهد.” ممکن است این مورد را به عنوان بخشی از فروش که به جبران هزینه های ثابت کمک می کند، فکر کنید.

حاشیه فروش چیست؟

چگونه حاشیه فروش را محاسبه می کنید؟

این یک محاسبه ساده است:

حاشیه فروش = درآمد – هزینه های متغیر

به عنوان مثال، اگر قیمت محصول شما 20 دلار و هزینه متغیر واحد 4 دلار است، حاشیه فروش واحد 16 دلار است. اولین قدم در انجام محاسبه، گرفتن صورت سود سنتی و لیست بندی کلیه هزینه ها به صورت ثابت یا متغیر است. این به همان درک مفهوم سود ناخالص اندازه که به نظر می رسد ساده نیست، زیرا همیشه هزینه ها در هر دسته که قرار می گیرند روشن نیستند. به عنوان یک یادآوری، هزینه های ثابت هزینه های تجاری است که مهم نیست، صرف نظر از تعداد محصولات یا خدماتی که شما تولید می کنید؛ به عنوان مثال، اجاره و حقوق اداری. هزینه های متغیر آن هزینه هایی است که با مقدار کالایی که شما تولید می کنید، مانند مواد مستقیم یا کمیسیون فروش متفاوت است. برخی تصور می کنند هزینه های متغیر همان COGS است، اما اینگونه نیستند. (وقتی COGS را از درآمد کم می کنید سود ناخالص دریافت می کنید، که البته برای حاشیه فروش مهم نیست.) در حقیقت، COGS شامل هزینه های متغیر و ثابت است. نایت به مشتری خود اشاره می کند که تجهیزات اتوماسیون را برای ساخت دستگاه های کیسه هوا تولید می کند. برای این مشتری هزینه های کارخانه، هزینه های آب و برق، تجهیزات موجود در تولید و درک مفهوم سود ناخالص نیروی کار در COGS گنجانده شده است و همه هزینه های ثابت هستند و متغیر نیستند. وی می گوید: “بعضی از بخش های هزینه های عملیاتی، که تصور می کنیم ثابت هستند، در واقع متغیر هستند.” “هزینه های اجرای IT، امور مالی و گروه های حاشیه فروش در حسابداری همه ثابت هستند، اما به عنوان مثال، نیروی فروش ممکن است توسط کمیسیون ها جبران شود، که بعداً متغیر در نظر گرفته می شوند.” نایت می گوید، این محاسبه درست کار عظیمی انجام می دهد، و بسیار مهم است که شما در تقسیم هزینه های ثابت و متغیر با گذشت زمان هماهنگ باشید، نایت می گوید، اما اطلاعاتی که شما با مشاهده سودآوری در سطح محصول به دست می آورید، اغلب ارزش این تلاش را دارد.

چگونه حاشیه فروش را محاسبه کنیم؟

چگونه شرکت ها از آن استفاده می کنند؟

تجزیه و تحلیل حاشیه فروش، به مدیران کمک می کند تا چندین نوع تصمیم را بگیرند، از اضافه کردن یا تفریق یک خط محصول تا چگونگی قیمت گذاری یک محصول یا خدمات گرفته تا نحوه ساخت کمیسیون های فروش. متداول ترین کاربرد این است که محصولات را با یکدیگر مقایسه کرده و تعیین کنیم که کدام یک از آنها را حفظ کرده و از شر کدامیک خلاص شویم. اگر حاشیه فروش یک محصول منفی باشد، شرکت با هر واحدی که تولید می کند پول خود را از دست می دهد و باید محصول را رها کند یا قیمت ها را افزایش دهد. اگر محصول دارای حاشیه فروش مثبت است، احتمالاً ارزش نگه داشتن آن را دارد. طبق گفته نایت، این فرآیند حتی اگر سود محاسبه شده محصول منفی باشد صادق است، زیرا اگر محصول دارای حاشیه فروش مثبت باشد، به هزینه های ثابت و سود کمک می کند. او می گوید: “بعضی از شرکت ها زمان زیادی را صرف می کنند که حاشیه فروش را مشخص کنند.” این امر مستلزم آن است که یک حسابدار مدیریتی وقت خود را به دقت در پرداخت هزینه های ثابت و متغیر اختصاص دهد. برای بنگاه هایی مانند GE، تمرکز زیادی بر روی جستجوی محصولات “از طریق لنز حاشیه فروش ” وجود دارد. این برای این شرکت مهم است زیرا GE “یک شرکت با نظم و انضباط است که در صنایع بسیار رقابتی فعالیت می کند و می خواهد محصولات غیر تولیدی را قطع کند.” بنابراین آنهایی را که حاشیه فروش بالایی ندارند، هرس می کند. این احتمال وجود دارد که یک رهبر بخش در GE مدیریت سبد محصولات 70 به علاوه را کنترل کند و مجبور است دائماً تخصیص منابع را دوباره محاسبه کند. نایت می گوید:”من به عنوان رئیس تقسیم، اگر محصولاتی را کاهش دهم، می خواهم محصولاتی را کاهش دهم که کمترین حاشیه فروش را داشته باشند تا بتوانم منابع خود را روی رشد مشاغل و افزایش سود متمرکز کنم.” البته GE دارای منابع زیادی برای اختصاص دادن به این تحلیل است. نایت می گوید: اما فقط GE های جهان نیستند که این رقم را در نظر میگیرند، می گوید:”هر شرکتی باید به دنبال حاشیه فروش باشد. این یک دیدگاه مهم در مورد سود است، زیرا شما مجبور می شوید ساختار هزینه کسب و کار خود را بفهمید. ” نقطه سربه سر سطحی از فعالیت است که در آن سطح، درآمدهای موسسه برابر با هزینه های ان می شود.

چگونه شرکتها از حاشیه فروش استفاده می کنند؟

مردم چه خطاهایی را انجام می دهند؟

نایت می گوید:”راه های بسیاری وجود دارد که بتوانید اشتباه کنید”، همه اینها ناشی از این واقعیت است که “هزینه ها به طور مرتب در سطل های ثابت و متغیر قرار نمی گیرند.” او هشدار می دهد که هزینه هایی وجود دارد که “شبه” متغیر هستند. “برای مثال، ممکن است شما یک ماشین اضافی را به فرآیند تولید اضافه کنید تا به طور موقت تولید را افزایش دهد. این امر بین دو دسته قرار می گیرد، زیرا به دلیل تولید بالاتر (و بنابراین متغیر) می تواند یک درک مفهوم سود ناخالص هزینه اضافی در نظر گرفته شود، یا می توان آن را به عنوان یک هزینه ثابت در نظر گرفت زیرا این یک بار خرید است که با مقدار محصولی که تولید می کنید نوسان ندارد. بعضی اوقات می توان به حقوق خاصی نیز از این طریق نگاه کرد. نایت می گوید: “تحلیلگر مالی تمایز قائل می شود که نیاز به فراخوان قضاوت در مورد طبقه بندی این حقوق ها دارد.” هزینه های تحقیق و توسعه نیز مورد بررسی قرار می گیرد. وی گفت: “بعضی اوقات آنها هزینه های ثابت محسوب می شوند، در حالی که دیگران به عنوان هزینه های مستقیم در ارتباط با محصول نگاه می کنند. حاشیه فروش شما به دلیل طبقه بندی این هزینه ها می تواند به طرز چشمگیری متفاوت باشد. ” اشتباه دیگری که برخی از مدیران مرتکب می شوند این است که فرض کنید شما باید محصولات کمترین میزان حاشیه را کاهش دهید. اما شما نباید به طور انحصاری از حاشیه فروش یا هرگونه سود استفاده کنید. شما باید تخصیص هزینه ثابت را نیز در نظر بگیرید. منبع های سود نقدی یک شرکت را بگیرید، اصطلاحی که توسط گروه مشاوره بوستون ابداع شده است تا محصولاتی را که درآمد یا سود پایدار دارند، توصیف کنند. به طور کلی این محصولات نیاز به پشتیبانی بسیار کمی دارند. لازم نیست در فروش سرمایه گذاری کنید و یا هیچ گونه پشتیبانی از تحقیق و توسعه را انجام دهید. با این حال، منبع های سود نقدی عموماً حاشیه فروش کمی هستند زیرا در حالی که هزینه های ثابت شرکت را جلب نمی کنند، می توانند هزینه های متغیر بالایی داشته باشند. با این حال، شما لزوماً نمی خواهید آنها را در نتیجه کاهش دهید؛ نایت توضیح می دهد: “شما باید هزینه پشتیبانی از یک محصول را در نظر بگیرید” و “چه مقدار از هزینه های ثابت شرکت با محصول مرتبط است.” “وقتی می فهمید که این محصولات کم حاشیه خط تولید را پر می کنند یا مانعی برای ورود یک رقیب هستند، احتمالاً باید توجه داشته باشید که محصول را باید کنار خود نگه دارید.”

نگاهی به حاشیه فروش کل اطلاعات زیادی را در اختیار شما قرار می دهد. قبل از تصمیم گیری در مورد مشاغل مهم، باید سایر اقدامات سود را نیز بررسی کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.